تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

غيب

موجوداتى هستند كه نه با حس و تجربه مىتوان آنها را شناخت و نه با نيروى عقل . برخى از آنها عبارتند از : لوح محفوظ ، فرشتگان ، ابليس ، حساب قبر ، بهشت و دوزخ ، تبديل عصا به مار ، زنده كردن مردگان و امثال آن ؛ يعنى چيزهايى كه پيامبر بدان خبر داده و عقل نمىتواند آنها را به‌طور مستقل درك كند و ما هم آنها را به چشم نديده‌ايم . تمام اين امور از مصاديق غيب است كه در آيهء
« يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »
آمده است . براين اساس ، غيب عبارت از چيزى است كه شناخت آن امكان‌پذير نباشد ، مگر از طريق وحى آسمانى و از زبان كسىكه نبوتش ثابت شده باشد و عقل سخن او را تصديق كند : « كليدهاى غيب در نزد اوست و آنها را جز او نمىداند » . « 1 » بدين ترتيب ، معلوم مىشود كه ايمان به غيب جزئى از اسلام است و كسىكه به غيب ايمان ندارد مسلمان نيست . همچنين روشن مىشود كه چيزى كه با رؤيت و تجربه و يا عقل كشف نشود و نيز آيه‌اى از قرآن و يا روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء آن نيامده باشد ، افسانه و خرافه است ؛ نظير بسيارى از چيزهايى كه راويان آن را روايت مىكنند ؛ همچون اسرائيليات و نظاير آن .

دين و علم

شگفت‌آور است كه طبيعت‌گرايان به غيب ايمان دارند ؛ زيرا آنان اعتقاد و يقين دارند كه جهان هستى ، تصادفى و ناگهانى پديد آمده است و ترديدى نيست كه ايمان به تصادف همان ايمان به غيب است ؛ چراكه طبيعت‌گرايان با چشم خود شاهد پديد آمدن جهان نبوده‌اند ؛ چون فرض بر آن است كه آنها پس از خلقت جهان ، صورت هستى پيدا كرده‌اند . همچنين آنان تصادف را با عقل درك نكرده‌اند ؛ زيرا عقل تصادف
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 59 .