تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
اين اتّكا دارد كه عقل يك نقطهء مشترك براى تمام تكه‌هاى آهن تصوّر كرده است . از اين‌رو ، حكم مزبور از ديدگاه عقلى حكمى فراگير است ؛ ولى همين حكم از شناختى استنباط مىشود كه متّكى بر تجربه است . 4 . انسان معلوماتش را از طريق حس ، يا تجربه و يا نيروى عقل به‌دست نياورده ، بلكه مستقيم و بىواسطه آن را دريافت مىكند . اين‌كار - چنان‌كه صوفىها مىگويند - زمانى براى شخص امكان‌پذير است كه با نفس خود به مبارزه برخيزد تا آن را از تمام آلودگىها پاك سازد ، به بيانى روشن‌تر همان‌گونه كه عقل ، برخى اشيا را به‌طور بديهى و بدون دليل درك مىكند و برخى را با كوشش و استدلال ، قلب نيز برخى از چيزها را بدون مبارزه با نفس درك مىكند ؛ نظير دوستى و دشمنى و برخى چيزها را پس از مبارزه با نفس درك مىكند ؛ از قبيل وجود بارىتعالى و صفات او . بنابراين ، جهاد با نفس از ديدگاه صوفيه همانند اجتهاد عقلى است از ديدگاه ما . هيچ‌كس نمىتواند با صوفى دربارهء نظريّات و عقايدش جدال كند ؛ زيرا وقتى از وى دليل بخواهى پاسخ مىدهد : ايمانم و شناختم از ذاتم سرچشمه مىگيرد . اگر از او بپرسى : چرا اين ايمان و شناخت از ذات همهء مردم نمىجوشد ؟ مىگويد : زيرا آن تجربهء روحانىاى كه من دارم ، آنان ندارند . ما در برابراين تصوّف ، موضعى بىطرفانه و محتاطانه داريم . بنابراين ، نه آن را ثابت مىكنيم ؛ زيرا از حدّ آنچه ما به آن شناخت و آشنايى داريم به دور است و نه آن را نفى مىكنيم ؛ زيرا صدها تن از علما در هر دورانى حتّى در دوران ما - علىرغم اختلاف آنان در نژاد ، دين ، وطن و زبان - به تصوّف ايمان دارند و ما هيچ‌گونه دليلى بر نفى تجربه‌هاى شخصى نداريم . ممكن است تجربهء صوفى همچون لحظاتى باشد كه شاعر و هنرمند در اين لحظات الهام مىگيرد ؛ ولى اين چيزى است كه تنها صوفى بدان توجّه پيدا كرده است و دليلى هم كه براى ديگران اقامه كند ، ندارد ؛ زيرا نه ضابطه‌اى دارد و نه رابطه‌اى .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 131 | محمد جواد مغنية