تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
البته ، براى انسان محال است كه به همه‌چيز احاطهء علمى پيدا كند : « و شما را از دانش ، جز اندكى نداده‌اند » . « 1 »

شناخت

هيچ‌كس نيست كه به چيزى دانا آفريده شود ، بلكه وى شناخت و دانايى را از طريق يكى از عوامل آن ، لحظه به لحظه به‌دست مىآورد . حتّى انسان نام خودش را هم نمىداند ، مگر پس از آن‌كه چندين بار ، وى را با اين نام بخوانند . دانشمندان و صاحب‌نظران ، براى شناخت عواملى را ياد كرده‌اند كه برخى از آنها به شرح زير است : 1 . انسان معلومات خود را از طريق يكى از حواس پنجگانهء خود به‌دست مىآورد ؛ نظير اين‌كه رنگ‌ها را با چشم ، صداها را با گوش ، بوها را با بينى ، مزه‌ها را با چشيدن و سختى و مانند آن را با لمس كردن مىشناسد . از اين قبيل است آنچه انسان آن را از طريق حواس درونىاش به تصوير مىكشد ؛ همانند گرسنگى ، سيرى ، دوستى و دشمنى . 2 . انسان معلومات خود را از راه مراقبت و تجربه به‌دست مىآورد . 3 . آگاهىهاى خود را با امور بديهى به‌دست مىآورد ؛ يعنى امورى كه همهء عقلا در شناخت آنها شريكند ؛ مانند 2 1 + 1 ؛ اشيايى كه با چيز ديگرى برابرند با همديگر مساوىاند ؛ چيز سودمند بهتر از چيز زيان‌آور است . يا اين‌كه معلوماتش را از به كار گرفتن انديشه و اجتهاد عقل به‌دست مىآورد ؛ عقلى كه به نوبهء خود ، اين معلومات را از طريق حواس ، يا تجربه و يا امور بديهى دريافت مىكند ؛ نظير حكم به اين‌كه هر تكه از تكه‌هاى آهن ، جسم سخت است . اين حكم بر هر تكه آهن ، خواه با حس آزمايش شده باشد يا نشده باشد ، بر آزمايش تمام قطعات آهن متكى نيست ، بلكه بر
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 85 .