كرديم تأييد مىكند و آن اين است كه هركس به نظريّهء مفسّران بسنده كند و از آن حتّى در تفسير يك آيه ، فراتر نرود ، كوتاهى كرده و او كسى است كه انديشهء خوانندهاى را دارد و انديشهء عالمانه و پويا ندارد . از خداى پاك مىخواهيم كه برداشت ما را از قرآن برداشتى آگاهانه و عالمانه قرار دهد و نه برداشتى نقلى و روايتگونه .
اول « المتّقين » ، « واو » است ؛ زيرا از « وقى وقاية » گرفته و آنگاه « واو » به « تاء » قلب گرديده است . واژهء « وقايه » در لغت به معناى مطلق حفظ و نگهدارى است و در اصطلاح شرع ، به معناى نگهدارى از خشم و مجازات خدا بر اثر ترك واجب و يا فعل حرام است . امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمايد : « تقوا ، در رأس اخلاق است » .
برخى مىگويند : تقوا آن است كه خدا تو را در جايى كه نهى كرده نبيند و در جايى كه امر كرده ، ببيند و تنها باتقواست كه مقام انسان در پيشگاه خدا بالا مىرود :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ؛
« 1 » گرامىترين شما در نزد خدا باتقواترين شماست » .
سؤال : پرهيزگاران ، خود هدايت يافتهاند و نياز به كسىكه آنانرا هدايت كند ندارند ، چنانكه دانشمند به معلم نياز ندارد ؟
پاسخ : معلم يا آموزگار ، درسهايش را براى تمام دانشآموزان ايراد مىكند ، خواه آنان ، باهوش باشند و خواه كودن ؛ ولى كسانى كه از آموزگار سود مىبرند ، دانشآموزانى هستند كه باهوش و كوشايند و هم آنانند كه سرانجام قبول خواهند شد .
براين اساس ، مىتوان گفت : آموزگار ، آموزگار قبولشدگان است . همچنين است قرآن كريم كه تمام مردم را ، بدون استثنا مورد خطاب قرار مىدهد ؛ امّا تنها مؤمنان و پرهيزگاران از آن سود مىبرند . ازاينرو ، خداوند تنها آنانرا ياد كرده است . بهعلاوه ، انسان پرهيزگار ، با خواندن قرآن بر تقوايش افزوده مىشود : « كسانى كه هدايت يافتهاند ، خداوند بر هدايت ايشان مىافزايد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) آيهء 13 .
( 2 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 17 .