تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
پاسخ : اوّلا ، هركس كه تلاش كند تا ميان اكتشافات علمى ، خواه قديم و خواه جديد ، و قرآن كريم جمع كند ، محال است كه اين تلاش تحقّق پيدا كند ؛ زيرا دانش انسان به اندازهء نيروى انديشه‌اى كه دارد ، محدود مىشود ، درحالىكه قرآن از دانش نامحدود خدا نشئت گرفته است . بنابراين ، چگونه مىتوان ميان محدود و نامحدود جمع كرد ؟ ثانيا ، دانش انسان در معرض خطاست ؛ زيرا عبارت است از : يك سلسله نظريّات و فرضيّه‌هايى كه برخى درست و برخى نادرست مىباشد . چه بسيار دانشمندانى را مىبينيم كه بر درست بودن نظريّه‌اى صددرصد اجماع مىكنند و آن‌گاه خود آنان و يا دانشمندانى كه پس از آنها مىآيند درمىيابند كه نظريّهء مزبور صددرصد اشتباه بوده است و حال آن‌كه قرآن معصوم از خطاست . پس چگونه مىتواند چيزى كه در معرض خطا قرار دارد با چيزى كه مصون از خطاست سازگارى داشته باشد ؟ وانگهى در صورتى كه فرضيّه‌ها و نظريّات علمى باطل شود و يا تغيير كند ، آيا ما حق داريم كه نصوص قرآنى را تأويل كنيم و چيزى را بر آن باركنيم كه تاب برداشتنش را ندارد ؟ البته ، اشكالى ندارد كه ما از حقايقى كه علم آنها را كشف كرده ، براى درك برخى از آيات كمك بگيريم ؛ لكن مشروط به اين‌كه اين حقايق را معيار راستى و درستى قرآن قرار ندهيم ، بلكه از آنها به عنوان ابزارى براى شناخت اسرار و حكمت برخى از احكام آن بهره گيريم . شايد مقصود كسانى كه دربارهء قرآن و علم جديد ، كتاب نوشته‌اند و تأليف كرده‌اند ، نيز همين باشد . در هرصورت ، ما اعتقاد راسخ داريم كه در دين خود نيرومند هستيم و براى اثبات درستى آن دلايل كافى داريم و به آنچه ديگران دارند نه نيازى داريم و نه اعتقادى ، بلكه ديگران در اين ابواب به ما نياز دارند ؛ زيرا بشر در تاريخ خود ، دينى شايسته‌تر از اسلام و كتابى سودمندتر از كتاب اسلام و پيامبرى بزرگوارتر از پيامبر اسلام سراغ نداشته و نخواهد داشت و كسىكه با دلايل قرآن و دعوت او به زندگى سعادتمندانه ،