تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
ارشاد ، اصلاح و خوشبختى دو جهان او را در قرآن بايد جستجو كرد ؛ به بيانى ديگر قرآن ، كتاب دين ، اخلاق ، عقيده و شريعت است . سؤال : شما دربارهء آيات مربوط به نشانه‌هاى جهان هستى چه مىگوييد :
« وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها » ،
« 1 »
« وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ . . . »
« 2 » و ده‌ها آيهء ديگر ؟ پاسخ : غرض از اين آيات آن نيست كه خدا حقايق علمى را كه در طبيعت وجود دارد براى ما بيان كند . هرگز چنين نيست ؛ زيرا اين حقايق به خرد انسان و تجربيات او واگذار شده است . هدف اصلى از ذكر اين آيات آن است كه ما از راه جهان هستى و نظام حاكم بر آن به وجود خداى سبحان هدايت شويم و پىببريم كه هيچ موجودى از موجودات به‌طور تصادفى و بدون قصد - چنان‌كه مادىها عقيده دارند - وجود نيافته ، بلكه باارادهء آفرينندهء دانا و حكيم وجود پيدا كرده است . خداوند اين موضوع را آشكارا بيان كرده است :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » ؛
« 3 » به همين زودى براى كسانى كه به خدا كافرند و تدبير جهان و قوانين آن را از خدا نمىدانند ، چيزى را آشكار خواهيم كرد كه آنان با آن به گمراهى خود پىببرند » . وقتى كه قرآن آدمى را به انديشيدن در جهان هستى فرامىخواند ، به زبانى آشكار مىگويد : دلايل جهان هستى بر وجود خداوند از هر دليلى درست‌تر و نيرومندتر است ، حتّى از دليل دور و تسلسل . برخى از حكما مىگويند : خدا دو كتاب دارد : كتابى كه زبان آن را تلاوت مىكند و كتابى كه عقل آن را تلاوت مىكند و آن عبارت است از : جهان هستى . شايان ذكر است كه قرآن به پژوهش علوم طبيعى و هر علمى كه نيكى و آسايش را براى انسان بياورد تشويق كرده است ؛ ولى تشويق كردن به علم ، يك چيز است و اين كه قرآن ، كتابى در علوم مختلف باشد چيزى ديگر است .
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 38 . ( 2 ) . همان ، آيهء 39 . ( 3 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 53 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 123 | محمد جواد مغنية