معناى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » بهطور كلى اين است كه كارت را با كمك گرفتن از خداوندى آغاز كردى كه رحمتش همهچيز را فراگرفته است و نيز در ذهنت چنين ثبت مىكنى كه آنچه انجام مىدهى بهنام خداست ، نه بهنام خودت يا كسى ديگر ، چنانكه كارمند دولت به مردم مىگويد : برشماست كه بهنام دولت ، چنين و چنان كنيد . نيز معناى « بسم اللّه » اين است كه عملى را كه انجام مىدهى حلال است و شايبهاى از چيزهايى كه خدا حرام كرده است ، در آن وجود ندارد . بنابراين ، اگر عمل انسان حرام باشد و آن را بهنام خدا انجام دهد ، در آن واحد و در عمل واحد دو معصيت كرده است : يكى آنكه او كارى را انجام داده كه ذاتا حرام است و ديگر آنكه اين عمل را به دروغ به خدا نسبت داده است ، درحالىكه شأن خدا اجلّ از آن است .
از ديدگاه شيعهء اماميه « بسم اللّه » جزء سوره است و نيز در نمازهايى كه قرائت با صداى بلند در آنها واجب مىباشد ، واجب است « بسم اللّه » هم با صداى بلند خوانده شود ؛ نظير نماز صبح و دو ركعت اوّل مغرب و عشا و امّا در آنجا كه نماز بايد آهسته خوانده شود ، همانند نمازهاى ظهر و عصر بلند خواندن « بسم اللّه » مستحب است ؛ بدين معنا كه آهسته خواندن آن نيز جايز است .
حنفيه و مالكيه مىگويند : ترك « بسم اللّه » بهطور كلى در نماز جايز است ؛ زيرا جزء سوره نيست . شافعيه و حنبليه مىگويند : « بسم اللّه » جزئى از سوره است كه در هيچ حالتى ترك نمىشود . البته تفاوت اين دو گروه در آن است كه حنبلىها مىگويند :
« بسم اللّه » مطلقا آهسته [ اخفات ] خوانده مىشود و شافعىها مىگويند : در نماز صبح و نمازهاى مغرب و عشا بلند [ جهر ] خوانده مىشود و در بقيه آهسته . بنابراين ، نظريّهء حنبليه و شافعيه با نظريّهء اماميه سازگارى ندارد .
خوب است بدين نكته اشاره شود كه نام و صفات خدا از همين حروف [ معمولى ] تركيب يافته است و مانند ساير كلمات ، تلفظ و نوشته مىشود . با اين بيان ، نام خدا مقدّس است و احكام ويژهاى دارد ؛ براى نمونه ، جايز نيست كه نام يا صفت خدا روى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٠٥