نامهاى خدا اسم اعظم ، يعنى عظيم است و در اين مورد به كار بردن اسم تفضيل مطلقا درست نيست ؛ زيرا طرف ديگرى كه در اين صفت با خدا شريك باشد وجود ندارد ؛ به بيانى ديگر برتر بودن يك چيز بر چيزى ديگر ، ايجاب مىكند كه آن دو با يكديگر شريك باشند و يكى از آنها بر ديگرى اندكى برترى داشته باشد ، درحالىكه خداوند همتا ندارد و هيچكس در هيچچيزى با او شريك نيست .
« رحمن » در اصل ، صفتى است كه از « رحمت » مشتق شده است . اين صفت وقتى به خدا نسبت داده مىشود ، به معناى احسان است و هرگاه به غير او نسبت داده شود به معناى نازكدلى مىباشد . آنگاه بهكار بردن صفت « رحمن » در ذات مقدّس الهى آنقدر شيوع پيدا كرده كه از نامهاى نيكوى او شده است . خداوند مىفرمايد : « بگو : اللّه را بخوانيد يا رحمن را ، هركدام را بخوانيد ، براى او نامهاى نيكوست » . « 1 » بنابراين ، شما مىتوانيد « رحمن » را ، صفت « اللّه » بگيريد به اعتبار معناى اصلى آن و مىتوانيد آن را بدل از كلمهء « اللّه » قرار دهيد ، بنابراينكه از معناى اصلىاش منتقل گرديده و به صورت اسم ذات مقدّس قرار گرفته است .
« رحيم » نيز صفتى است كه از « رحمت » مشتق شده و هرگاه به خدا نسبت داده شود ، به معناى احسان است . شمار زيادى از مفسّران ، تفاوت ميان دو واژهء « رحمن » و « رحيم » را چنين بيان كردهاند : « رحمن » از رحمتى مشتق شده است كه معنايش عام است ، هم مؤمن را دربرمىگيرد و هم كافر را ؛ امّا « رحيم » از رحمتى مشتق شده كه معنايش خاص است و تنها شامل حال مؤمن مىشود . برهمين اساس است كه مىگويى : يا رحمن الدنيا و الآخرة و مىگويى : يا رحيم الآخرة فقط دون الدنيا . امّا من مىگويم : يا رحمن يا رحيم في الدنيا و الآخرة : « آيا آنان رحمت پروردگارت را قسمت مىكنند ؟ » . « 2 »
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 110 .
( 2 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 32 .