گرفتند . » حبر ، عالم دينى است هم به علماى دين يهود اطلاق مىشود و هم به علماى دين نصارى . و راهب به معنى ترسنده از خداست . راهبان جامهء عبادت بر تن دارند اينان مردمى زاهد و تارك دنيا هستند .
يهود و نصارى تعاليم و نصوص آشكار دين را پس پشت افكندند و به آراء و نظريات حبرها و رهبانها دل نهادند در حالى كه آن آراء و نظريات متأثر از هواهاى نفسانى آنان بود .
/ 157
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
و حال آن كه مأمور بودند كه تنها يك خدا را بپرستند كه هيچ خدايى جز او نيست . » خداى تعالى در تورات و انجيل آنان را به يكتاپرستى خوانده بود ، ولى آنان تحت تأثير القائات احبار و رهبانها به چيزهايى اعتقاد پيدا كردند كه با نص صريح تورات و انجيل مخالف بود و در منجلاب شرك غوطهور شدند .
سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
منزّه است از آنچه شريكش سازند . » وحى و رسالت و شرايع او دستخوش هواهاى فاسده نخواهد شد . آيين او كاشف حقايق است و متناسب با سنتهاى تغيير ناپذير الهى . بنا بر اين هر كس بايد خود مستقيما از آن سرچشمهء آب بياشامد و تسليم افكار وسوسهانگيز حبرها و راهبان نگردد .
عدى بن حاتم گويد كه به نزد رسول اللَّه آمدم در حالى كه صليبى از طلا بر گردن داشتم . رسول اللَّه ( ص ) فرمود « اى عدى اين بت از گردن باز كن و به دور افكن » .
عدى گويد من آن صليب از گردن بيفكندم و بار ديگر به نزد او شدم . ديدم كه اين آيه از سورهء البراءة مىخواند :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً .
چون از تلاوت آيه فارغ شد مرا گفت : آيا شما آنچه را خدا حلال كرده حرام نمىكنيد و آنچه را كه حلال نموده حرام نمىشماريد . گفتم : آرى . پس گفت : پس آن است عبادت شما .