تمام شدن رمضان بميرد ، لازم نيست روزههايى را كه نگرفته براى او قضا كنند .
مسأله 1712 - اگر به واسطهء مرضى روزهء رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزههايى را كه نگرفته بر او واجب نيست ، و بايد براى هر روز يك مد كه تقريباً ده سير است طعام ؛ يعنى گندم يا جو و مانند اينها ، به فقير بدهد ، ولى اگر به واسطهء عذر ديگرى مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند ، روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد .
مسأله 1713 - اگر به واسطهء مرضى روزهء رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او بر طرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزههايى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان ، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر بر طرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطهء مرض نتواند روزه بگيرد روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند .
مسأله 1714 - اگر در ماه رمضان به واسطهء عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم به فقير بدهد .
مسأله 1715 - اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد ولى اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از بر طرف شدن عذر روزههاى خود را قضا كند و پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند ، قضا كافى است « 1 » .
مسأله 1716 - اگر مرض انسان چند سال طول بكشد ، بعد از آن كه خوب شد بايد
هامش
( 1 ) - در اين صورت بنابر احتياط واجب براى هر روز يك مد طعام هم به فقرا بدهد .