قوّه مقاومت با تمام ناملايمات را داشته باشد و با هيچ چيز از ميدان ارشاد خلق ، درنرود .
بزرگتر زحمت و سختترين رنج و تعب هاديان راه حق ، معاشرت با جاهلان و دعوت بىخردان بوده و هست ، و از اين جهت ، اينها بايد متصف به بزرگترين اخلاق حسنه باشند و بايد قوّه رفق و مدارا و حسن عشرت ، در آنها بهطورى باشد كه با تمام جهالتِ جاهلان و بىخردان ، مقاومت كنند . زودرنجى و كدورت و امراض عصبى « 1 » ، به كلّى با اين شغل شريف منافى است . شدّت و عنف و عجله ، مخالف وظيفهء هاديان الى اللَّه است ، چنانچه در روايات شريفه اشارهء به اين معنا بسيار است « 2 » .
در باب امر به معروف و نهى از منكر ، يكى از مهمّات ، همين رفقنمودن و مداراكردن است . ممكن است اگر انسان ، مرتكب معصيت يا تارك واجبى را با شدّت و عنف بخواهد جلوگيرى كند ، كارش از معصيت كوچك به معاصى بزرگ يا به ردّه و كفر منتهى شود ؛ در ذائقه انسان امر و نهى تلخ و ناگوار است و غضب و عصبيت را تحريك مىكند . آمر به معروف و ناهى از منكر بايد اين تلخى و ناگوارى را با شيرينىِ بيان و رفق و مدارا و حسن خُلق ، جبران كند تا كلامش اثر كند و دل سخت معصيتكار را نرم و رام نمايد .
در روايت خصال شيخ صدوق - عليه الرحمه - است كه حضرت خضر
هامش
( 1 ) - « در اصل « عصبانى » آمده است » .
( 2 ) - ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 116 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب المُداراة » ، و ص 118 ، « باب الرِّفق » ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 159 ، « كتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر » ، « أبواب الأمر و النهي » ، باب 14 .