از زهد در دنيا و اعراض از آن ، نور حكمت - كه راهنماى طريق سعادت و وصول به مقام كمال انسانيت است - در قلب ثابت و برقرار شود و از قلب جريان به زبان پيدا كند ، چنانچه در باب اخلاص نيز وارد است كه : « كسى كه چهل روز براى خدا خالص شود ، چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش جريان پيدا كند » « 1 » .
اخلاص نيز با زهد حقيقى در ترك آمال و مقاصد خود شريك است ، و حقيقت حكمت با ظلمت خودخواهى و خودبينى مضادّ و منافر است ، و نيز تا محبت دنيا و زخارف آن در قلب است ، از عيوب آن محتجب است ؛ زيرا كه پردهء محبّت ضخيمترين حجابها است ، چنانچه گفتهاند : « حُبُّ الشَّيءِ يُعْمِي وَيُصِمُّ » « 2 » .
تا محبت دنيا و رغبت به آن در قلب جايگزين است ، عيبهاى آن ، همه حسن مىنمايد و زشتىهاى آن جميل و جمال نمايش دهد . آن روزى خداى تعالى عيبهاى آن را به ما بفهماند و درد و درمان را به ما ارائه دهد كه قلب را از محبّت دنيا تهى و از سرخ و زرد آن اعراض كنيم . پس چون اين حجاب غليظ خرق شد ، عيبهايى كه به صورت خوبى و نيكويى و جمال خودنمايى كرده بود ، از پرده بيرون افتد ، و چون انسان درد و درمان را فهميد ، راه سلوك بر او
هامش
( 1 ) - متن اين حديث چنين است : « من أخْلَصَ لِلّهِ أرْبَعِينَ صَباحاً جَرَتْ يَنابِيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ » . ( أسرار الحكم ، ص 650 )
( 2 ) - حُبّ به چيزى ، محبّ را كور و كر مىكند . ( من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 272 ، البته متن حديث نبوى در مصدر چنين است : « حُبُّكَ لِلشَّيْء يُعْمِي ويُصِمُّ » )