گمراه و از وصول به نتيجه انسانيت و برخوردارى از ثمرهء شجرهء ولايت ، محروم و محجوب شود .
و چون انسان اين مطلب را دريافت و با عين انصاف و چشم بصيرت به اول و آخر امر خود نظر كرد ، بر خود حتم و لازم شمارد كه حتى الإمكان اين خار طريق [ را ] كه اسم آن محبّت و رغبت به دنيا و مال و منال آن است از سر راه سلوك خود بردارد و اين خطيئهء مهلكه را كه رأس هر خطيئه است « 1 » و امِّ هر مرض است از خانهء قلب خود دور كند و اين خانه را كه منزلگاه محبوب و محل تجلّى مطلوب است از قذارت پاك ، و از جنود ابليس و شرك شيطان تطهير كند و دست غاصبانهء ديو پليد را از خانه خدا كوتاه ، و بتها را از طاق و رواق آن فروريزد تا صاحبخانه به منزل خود عنايت پيدا كند و از جلوههاى خود آن را روشنى دهد .
بار خدايا ! ما در دامهاى پرپيچوخم نفس و شيطان مبتلاييم و از اين دشمن قوىپنجه راه گريزى نداريم و تاب مقاومت و جدال با او را نداريم ؛ از هر دامى گريزان شويم ، به دامهاى دقيقتر و محكمترى دچار شويم ، مگر لطف بىمنتهاى تو از ما دستگيرى كند و به سعادت و خير مطلق رساند و از اين چاه ظلمانىِ طبيعت و هوى برهاند .
يا سَيِّدي ! ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ « 2 » .
هامش
( 1 ) - اقتباس است از اين حديث شريف : « حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 317 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب حُبِّ الدُّنيا و الحرص عليها » ، حديث 8 )
( 2 ) - « اى آقاى من ؛ رحم كن بر كسى كه سرمايهاش اميد ، و سِلاحش گريه است » . ( إقبال الأعمال ، ص 224 ، دعاى كُمَيْل )