تمسك كند . چنانچه در تشريف آدم عليه السلام فرمايد :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » ، و تعليم اسماء را سبب تقدّم او بر صنوف ملائكة اللَّه قرار داد ، و فضل او را بر ملكوتيّين ، به دانش و تعلّم اسماء اثبات فرمود ، و اگر چيزى در اين مقام از حقيقت علم بالاتر بود ، خداى تعالى به آن تعجيز مىفرمود ملائكه را و تفضيل مىداد ابوالبشر را .
از اينجا معلوم شود كه علم به اسماء ، افضل همه فضائل است ، و البته اين علم ، علم به طرق استدلال و علم به مفاهيم و كلّيات و اعتباريات نيست ؛ زيرا كه در آن فضلى نيست كه حق تعالى آن را موجب فخر آدم و تشريف او قرار دهد . پس مقصود ، علم به حقايق اسماء است و رؤيت فناء خلق در حق كه حقيقت اسميت بدان متقوّم است ؛ در مقابل نظر ابليس كه نظر استقلال به طين آدم و نار خود بود ، و آن عين جهالت و ضلالت است ، و اين امتياز آدم از ابليس ، دستور كلّى است از براى بنىآدم كه بايد خود را به مقام آدميت كه تعلّم اسماء است برسانند و نظر آنها به موجودات ، نظر آيه و اسم باشد ؛ نه نظر ابليس كه نظر استقلال است .
و خداى تعالى در اوّل سوره [ اى ] كه به پيغمبر خود نازل نمود فرموده :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
« 2 » .
و اين آيات شريفه را دليل بر تقدم علم از تمام فضائل دانستهاند ؛ به وجوهى :
هامش
( 1 ) - « و همهء اسماء را خداوند به آدم تعليم داد » . ( البقره ( 2 ) : 31 )
( 2 ) - « بخوان بهنام پروردگارت كه آفريد ، آفريد انسان را از لختهء خونى ، بخوان و پروردگار تو ارجمندترين است ، خدايى كه بهوسيلهء قلم آموزش داد ، به آدمى آنچه را كه نمىدانست بياموخت » . ( العلق ( 96 ) : 1 - 5 )