و اين اختلاف از توابع اختلاف حقيقت وجود و عرض عريضى كه در آن حقيقت است ، مىباشد ، چنانچه در محل خود مقرّر و مبرهن است « 1 » .
بنابراين ، حقيقت رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن ، به حسب نشئات وجود و درجات نزول و صعود ، مختلف الحكم و الأثر شود ، چنانچه در نشئه نازله طبيعت ملازم با انفعال و تأثر است .
و اين ملازم نيست كه حكم آن در تمام نشئات چنين باشد تا آنكه محتاج باشيم اين قبيل اسماء را كه بر ذات مقدّس حق - تعالى شأنه - اجراء مىشود ، تأويل كنيم به ترتيب آثار .
يا بگوييم : معنى رأفت حق تعالى و عطوفت او ، معامله نمودن آن ذات مقدّس است با مؤمنين ، معاملهء رأفت و عطوفت .
و همينطور نسبت به مقابلات اسماء جمالى .
و اين تأويلات ، علاوه بر برودت ، مخالف با برهان نيز هست ، و عجب آن است كه محقق بزرگ و فيلسوف كبير ، جناب صدرالمتألهين - قدّس سرّه - در اين مقام اين تأويل بارد را فرموده ، چنانچه در شرح اصول كافى فرمايد :
« و إذا وُصِف اللَّه بالرأفة و الرحمة - فإنّ من أسمائه الرؤوف الرحيم - كان اتّصافه بهما على وجه أعلى و أشرف ، وكان باعتبار المظاهر و الآثار ، و كذا نسبة الغضب إليه باعتبار ما يصدر عنه في حق أعدائه » « 2 » .
هامش
( 1 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 71 و 427 .
( 2 ) - « از آن رو كه از جملهء اسماء خداوند رؤوف و رحيم است ، وقتى خدا به رأفت و رحمت موصوف مىشود ، اتّصاف وى به اين دو بر وجهى أعلى و اشرف بوده و به اعتبار مظاهر و آثار مىباشد . و همچنين است انتساب غضب به خدا كه به اعتبار آن چيزى مىباشد كه از وى در حق دشمنان حق ، صادر مىشود » . ( شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين ، ج 1 ، ص 435 )