بايد دانست كه ايمان ، به يك مرتبه ، پايه و ركن اين قبيل ملكات نفسانيه و احوال فاضلهء قلبيه است ( چنانچه پيشتر ذكر شد ) « 1 » ، همينطور اين امور اركان ايمانند ، و ايمان محفوظ ماند - به حسب حقيقت - با داشتن اين معنويات ؛ به اين معنا كه يك مرتبه از ايمان اين ملكات را آورد ، و چون اين ملكات و فضائل در نفس حاصل شد و رسوخ پيدا كرد ، انسان را به مرتبه كاملتر از ايمان ترقى دهد ، و مرتبه بالاتر از ايمان ، مرتبه كاملتر از اين فضائل آورد ، و همينطور هر مرتبه [ اى ] بر مرتبه ديگر معتمد است ، و به اين بيان جمع بين بسيارى از آيات شريفه شود ، و همينطور جمع بين بسيارى از اخبار شريفه گردد .
و در كتاب مستدرك عَنْ أبِي بَصير عَنِ الصادِقِ عليه السلام قالَ :
قالَ لي : « ما مِنْ شَيءٍ إلّاوَلَهُ حَدٌّ » . قالَ : فَقُلْتُ : وَما حَدُّ التَّوَكُّلِ ؟ قالَ : « الْيَقينُ » .
قُلْتُ : فَما حَدُّ الْيَقينِ ؟ قالَ : « أنْ لا يَخافَ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً » « 2 » .
حدّ شىء آن است كه آن شىء به آن منتهى شود ، و در اينجا شايد مقصود آن است كه توكّل منتهى شود به يقين ، و صاحب توكّل داراى مقام يقين شود ، چنانچه يقين منتهى شود به توحيد فعلى كه غير حق ضارّ و نافعى و مؤثّر و مقدّرى نبيند ، و شايد مقصود آن باشد كه توكّل محفوف و محدود به يقين است و بىتحقّق يقين ، توكّل به حقيقت محقّق نشود ، چنانچه يقين به حقيقت ثمره
هامش
( 1 ) - ر . ك : صفحه 207 .
( 2 ) - ابوبصير از حضرت صادق عليه السلام نقل مىكند كه : آن حضرت به من فرمودند : « هيچ چيزى نيست ، مگر اينكه حدّى دارد . ابوبصير گفت : به امام عليه السلام عرض كردم : حدّ توكّل چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : يقين . گفتم : حدّ يقين چيست ؟ فرمود : اينكه با [ وجود ] خدا ، از چيزى نترسى » . ( مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 215 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 11 ، حديث 2 )