و به مسلك اهل معرفت در حدّ شرك و كفر داخل است ، و چون تمام مقدّمات و پايههاى او بر جهل نهاده شده و جهل ، خود احتجاب فطرت است ( چنانچه سابقاً مذكور شد ) ، از اين جهت آن از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل به شمار مىرود .
و اين خلق فاسد ، انسان را ، بهطورى به دنيا متوجه كند و ريشه حبّ دنيا را در دل محكم كند و زخارف آن را در قلب تزيين كند و جلوه دهد و مورث اخلاق و اعمال ناهنجار ديگر گردد ؛ چون بخل و طمع و غضب و منع حقوق واجبه الهيه و قطيعهء رحم و ترك صلهء اخوان مؤمنين و امثال آن ، كه هر يك خود سببى مستقل است در هلاكت انسان .
و ما اكنون بعضى از آيات كريمه و اخبار شريفه [ اى ] كه در اين باب وارد است ، مذكور مىداريم ، بلكه نفس حريص به دنيا را از آن تنبّهى حاصل شود .
خداى تعالى ، در سورهء مباركهء معارج ، پس از آنكه شمه [ اى ] از احوال و اهوال قيامت را ذكر مىفرمايد ، به بيانى كه دل اشخاص بيدار را مىشكافد و فؤاد مؤمنين را ذوب مىكند مىفرمايد :
كَلَّا إِنَّها لَظى * نَزَّاعَةً لِلشَّوى * تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى * وَ جَمَعَ فَأَوْعى * إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً
« 1 » .
سبحانه و تعالى ! اين كلام معجزْنظام را نتوان به نطاق بيان درآورد و لباس ترجمه به قامت قيامت آن پوشانيد ؛ چه كه به هر بيانى درآيد ، از لطافت آن و تأثيرش در نفس كاسته شود .
« كَلّا » مربوط به آيات سابقه است ؛ يعنى هرگز انسان را در آن روز هولناك
هامش
( 1 ) - المعارج ( 70 ) : 15 - 21 .