و در سوره مباركه تغابن فرمايد :
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
« 1 » .
و اينكه كلمه شريفه توحيد را توطئه قرار داده و پس از آن امر فرموده با تأكيد كه مؤمنين بر خداى تعالى توكل كنند ، اشاره ممكن است باشد به مرتبهء بالاترى از مقام اوّل ، و لهذا مؤمنين را كه در آيهء سابقه از خواصّ آنها
« تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ » *
را قرار داده بود ، در اين آيه شريفه امر به توكّل فرموده ، و شايد اين ذكر كلمه توحيد اشاره به آن باشد - كه سابقاً مذكور شد - كه پس از مقام ايمان و كمال آن جلوهء توحيد فعلى در قلب سالك ظاهر شود و به اين جلوه دريابد كه الوهيت و تصرّفى از براى موجودى از موجودات نيست در مملكت حق تعالى ، و او است يگانه متصرّف و مؤثّر در امور ، و غير او ضارّ و نافعى در عالم وجود نيست . پس به مرتبه بالاترى از توكل رسد .
و در سورهء مباركه آل عمران ، در ضمن خطاب به رسول خدا فرمايد :
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
« 2 » .
و اين مرتبه ، بالاترين مقام توكّل شايد باشد كه ما پيش از اين مذكور نداشتيم .
و آن توكّلى است كه از براى سالك ، پس از مقام « فناى كلّى » و رجوع به مملكت خود و « بقاى باللَّه » دست دهد ، و سالك در اين مقام در عين حال كه در كثرت واقع است ، در « توحيد جمع » مستغرق است ، و در عين حال كه تصرّفات
هامش
( 1 ) - « خداست كه جز او معبودى نيست ، و مؤمنان بايد تنها بر خداوند اعتماد كنند » . ( التغابن ( 64 ) : 13 )
( 2 ) - « پس چون تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن ، بهدرستى كه خداوند توكّلكنندگان را دوست مىدارد » . ( آل عمران ( 3 ) : 159 )