تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
حاجات از مخلوق ضعيف فقير كند و دست حاجت به پيشگاه ديگران دراز كند . اين نيست جز آن‌كه ادراك عقلى و علم برهانى را در احوال قلوب تأثيرى نيست ، و ماوراى اين قريه قراى ديگرى ، و در پس اين شهر شهرهاى عشقى است كه ماها در خم يك كوچه هستيم . اين‌كه ذكر شد ، نه اختصاص به فيلسوف يا حكيم داشته باشد ، بلكه چه بسا عارف اصطلاحى متذوّقى كه لاف از تجريد و تفريد و توحيد و وحدت زند ، به همين درد دچار است . و چه بسا فقيه و محدّث و متعبّد بزرگوارى كه با آثار و اخبار معصومين عليهم السلام مأنوس ، و احاديث باب توكّل على اللَّه و تفويض إلى اللَّه و ثقهء باللَّه و رضا به‌قضاء اللَّه را محفوظ است و آن را از معادن وحى داند و مفاد آنها را معتقد و چون علم برهانى متعبّد است ، ولى به همين بليّهء بزرگ مبتلا است ، و اين نيست جز آن‌كه علوم آنها از حدود عقل و نفس تجاوز نكرده و به مرتبه قلب كه محل نور ايمان است ، نرسيده ؛ و تا علوم در اين پايه است ، از آنها احوال قلبيه و حالات روحيه حاصل نشود . پس كسى كه بخواهد به مقام توكّل و تفويض و ثقه و تسليم و ديگر از قسم معاملات - به حسب اصطلاح اهل معرفت - رسد ، بايد از مرتبه علم به مرتبه ايمان تجاوز كند و به علوم صرفهء رسميه قانع نشود و اركان و مقدمات حصول اين حقايق را به قلب برساند تا اين احوال حاصل شود ؛ و طريق تحصيل اين معارف و رساندن آنها را به لوح قلب ، ما پيش از اين ، به‌طور اجمال ذكر كرديم « 1 » . اكنون نيز به‌طور اجمال مذكور مىداريم .
هامش
( 1 ) - ر . ك : صفحه 106 .