اكمل مستفاد شود . و دقيقتر از اين ، استفاده شدن اينگونه مطالب است از مفتاح كتاب شريف الهى كه فرمايد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » كه تمام محامد و جميع اثنيه را منحصر به ذات مقدّس فرمايد ، خصوصاً با متعلق بودن « بِسْمِ اللَّهِ » به « الْحَمْدُ للَّهِ » چنانچه در مسلك اولياء عرفان و اصحاب ايقان است « 2 » ، و در اين دقيقه اسرارى است كه كشف آن خالى از خطر نيست .
بالجمله ، فطرت سليمه كه محتجب به تحت استار تعيّنات خلقيه نشده و امانت را چنانچه هست به صاحبش مردود نموده ، در هر نعمتى شكر حق كند ؛ بلكه نزد فطرت غير محجوبه ، هر شكرى از هر شاكرى و هر حمد و ثنايى از هر حامد و ثناجويى - به هر عنوان و براى هر كس و هر نعمت باشد - به غير ذات مقدس حق - جلّ و علا - راجع نشود ، گر چه خود محجوبين گمان كنند مدح غير او كنند و ثناى غير او نمايند ، و از اين جهت توان گفت : بعثت انبياء براى رفع اين حجاب و برچيده شدن استار از جلوهء جمال أزلى - جلّت عظمته - است ، و شايد كريمه شريفهء
إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
« 3 » و امثال آن « 4 » ، اشارهء به همين دقيقه باشد ؛ و لكن انسان بيچارهء محتجب كه فطرت سليمه الهيهاش را در پس پردههاى ظلمت تعيّنات خَلقيه مستور و محجوب نموده ، و نور خداداد جبلّتش را به ظلمتهاى كثرات خلقيه منطفى و منطمس
هامش
( 1 ) - « ستايش خداى راست كه پروردگار جهانيان است » . ( الفاتحة ( 1 ) : 2 )
( 2 ) - ر . ك : آداب الصلاة ، ص 295 ؛ سرّ الصلاة ، ص 116 ؛ شرح چهل حديث ( اربعينحديث ) ، امام خمينى قدس سره ، ص 722 .
( 3 ) - « و هيچ موجودى نيست ، مگر آنكه او را به پاكى مىستايد ، ولى شما تسبيحگويىايشان را نمىفهميد » . ( الإسراء ( 17 ) : 44 )
( 4 ) - ر . ك : الرعد ( 13 ) : 13 ؛ النور ( 24 ) : 41 ؛ الجمعه ( 62 ) : 1 ؛ الحديد ( 57 ) : 2 .