و بعضى گفتهاند : « شكر عبارت است از : مقابله نعمت با قول و فعل و نيّت . و از براى آن سه ركن است : اوّل ، معرفت منعم و صفات لايقهء به او و معرفت نعمت . دوم ، حالى كه ثمرهء اين معرفت است ، و آن خضوع و تواضع و سرور به نعم است ، از جهت آنكه دالّ بر عنايت منعم است . سوم ، عمل است كه ثمرهء اين حالت است ، و عمل بر سه قسم است : « قلبى » و آن قصد به تعظيم و تحميد و تمجيد منعم است ، و « لسانى » اظهار اين مطلوب و منظور است به تحميد و تسبيح و تهليل ، و « جوارحى » و آن استعمال نعمتهاى ظاهره و باطنه حق است در طاعت او » « 1 » .
نويسنده گويد : شكر عبارت است از : قدردانى نعمتهاى منعم ، و اين معنى در مملكت قلب بهطورى ظاهر شود ، و در زبان بهطورى ، و در جوارح بهطورى ، و اين قدردانى متقوّم است به معرفت منعم و نعمت او ، چنانچه معلوم شود .
فصل دوم در مراتب شكر
] بدانكه مراتب شكر ، به حسب مراتب معرفتِ منعم و معرفت نِعَم ، مختلف شود ، و نيز به حسب اختلاف مراتب كمال انسانى مختلف شود . پس فرق بسيار است ما بين آنكه در حدود حيوانيت و مدارج آن قدم زند و جز نعمتهاى حيوانى - كه عبارت از قضاى شهوات و رسيدن به مآرب حيوانى است - چيز ديگر نيافته و خود را دلخوش نموده به منزل حيوانيت و مشتهيات حيوانيه - كه
هامش
( 1 ) - مرآة العقول ، ج 8 ، ص 145 - 146 .