تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
عبارت از مأكول و ملبوس و منكوح حيوانى است - ، و جز افق طبيعت و دنيا از مراتب ديگر وجود و مقامات و مدارج كمال اطلاعى ندارد و راهى به عوالم غيبيه و تجرد نيافته است ، با آن كس كه از اين حجاب بيرون رفته و به منازل ديگر قدم نهاده و از طليعهء عالم غيب در قلب او جلوه [ اى ] حاصل شده . و نيز فرق بسيار است ما بين آنها كه اسباب ظاهريه و باطنيه را مستقل دانند و نظر استقلالى به اسباب و مسبّبات و وسايط اندازند ، با آنها كه از روابط بين حق و خلق با خبر و بَدْو و ختم مراتب وجود را به حق ارجاع كنند و جلوه مسبّب اسباب را از وراى حجب و استار نورانيه و ظلمانيه به نورانيت قلبيه دريابند . وقتى شكر نعم الهيه به همهء مراتب رخ دهد ، از تجلّى « 1 » اوّلى وجود و بسط بساط رحمت وجود تا آخرين تجلّى به جلوهء قبضى - كه به بساط مالكيت و قهاريت برچيده شود - در قلب سالك به مشاهده حضوريه واقع شود ؛ بلكه قلب سالك ، خود ، مظهر جلوهء رحمانى و رحيمى و مالكى و قهّارى گردد . و اين حقيقت حاصل نشود جز براى كُمَّل از اولياء ، بلكه به حقيقت حاصل نگردد ، مگر از براى حضرت ختمى - صلّى اللَّه عليه وآله - بالأصاله ، و از براى كُمَّل از اولياء - عليهم السلام - بالتبعيه . و از اين جهت است كه ذات مقدّس حق تعالى فرمايد :
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
« 2 » . بلى ، آنها كه از تجلّيات ذاتيه أحديه بىخبرند و از براى موجودات ، ذاتيات اصيله قائلند ، به نحوى در كفران نعم الهيه واردند و آنها كه تجليات اسمائيه و صفاتيه را مشاهده ننمودند و قلب آنها آينه حضرات اسمائى نشده ، به نحوى در
هامش
( 1 ) - در نسخهء اصل « كه از تجلّى » ثبت شده است . ( 2 ) - « و اندكى از بندگان من سپاس‌گزارند » . ( سبأ ( 34 ) : 13 )