زحمت هم هست خود را مىتواند اصلاح كند ، و امراض مزمنهء نفسانيه به هر درجه هم برسد از استحكام ، باز مىتوان قلع ماده نمود ، و هيچ مرضى از امراض نفسانيه نيست الّا آنكه آن را تا در اين عالم است انسان مىتواند اصلاح كند ، گرچه در نفس ريشه كرده باشد و ملكه شده باشد و مستحكم گرديده باشد .
غايت امر آنكه در شدت و كثرت رياضات نفسانيه فرق مىكند ، و هر چه مشكل و سخت و محتاج به مشاقّ بدنى و رياضات روحيه باشد ارزش دارد ؛ زيرا كه باز هر چه هست تا انسان در اين نشئه است در تحت اختيار خود و با اعمال عبادى و امثال آن انجام مىگيرد .
ولى خداى نخواسته ، اگر انسان با ملكات فاسده و اوصاف خبيثه به عالم ديگر منتقل شود ، اگر نور فطرت و ايمان در باطن ذاتش محفوظ باشد نيز ، اصلاح و تزكيه و تصفيهء نفس از تحت اختيار او خارج شود ؛ بلكه قبل از خروج روح از بدن نيز اختيار سلب شود و طرق ديگرى براى اصلاح او بهكار برده شود ؛ مثل سختىها و فشارهاى حال احتضار و قبض روح و وحشتهاى رؤيت ملائكهء موكّلهء به اين عمل - كه مأمورين غلاظ و شداد حقّند - و مثل ظلمتها و فشارهاى قبر بلكه عذابهاى گوناگون قبر كه از عوالم غيبيه است ؛ چنانچه در روايت است از حضرت رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه : « قبر يا باغى از باغستانهاى بهشت و يا گودالى از گودالهاى جهنم است » « 1 » .
و در روايت است از حضرت صادق كه :
« مسلط مىشود بر كافر در قبرش نودونُه اژدها كه اگر يكى از آنها نفخه كند به
هامش
( 1 ) - متن حديث نبوى اين است : « القَبْرُ إمّا رَوْضةٌ مِنْ رِياضِ الجَنَّةِ أوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النّيِرانِ » . ( بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 275 )