تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
دست‌كشيدن از جدّيت و بريده‌شدن رشتهء بندگى و گسيخته‌شدن افسار صاحب آن است ، و كمتر چيزى بندهء بىچاره را از درگاه حق تعالى و مقام مقدّسش ، مثل اين حالت ، دور و از رحمتش مهجور كند . و از دام‌هاى بزرگ ابليس ، آن است كه در ابتداء بنده را به غرور كشاند و او را به اين وسيله افسارگسيخته كند و از معاصى كوچك به بزرگ و از آن به كبائر و موبقات كشد ، و چون مدتى بدين منوال با او بازى كرد و او را به خيال رجاء به رحمت ، به وادى غرور كشاند ، در آخر كار اگر در او نورانيتى ديد كه احتمال توبه و رجوع داد ، او را به يأس از رحمت و قنوط كشاند و به او گويد : از تو گذشته و كار تو اصلاح‌شدنى نيست . و اين دام بزرگى است كه بنده را از درِ خانهء خدا روگردان كند و دست او را از دامن رحمت الهى كوتاه نمايد ، و اين منشأ خرابىهاى عجيب و مفاسد بىشمار است كه ضرر اين اشخاص به خود و به ديگران ، از هر كس بيشتر است ، و اين از غايت جهل و نهايت شقاوت است . پس انسان بايد در صدد علاج براى اين كبيرهء مهلكه برآيد و تفكر در رحمت‌هاى واسعهء حق و لطف‌هاى خفى و جلى آن ذات مقدّس كند . خداى تبارك و تعالى دربارهء انسان ملاطفت‌ها و رحمت‌هاى خاصّه فرموده علاوه بر آن رحمت‌ها كه با ساير حيوانات شركت دارد و در حيات حيوانى او يا مقام نباتى او مدخليت دارد ؛ حتى در اين مقامات نيز انسان را از ساير حيوانات به كرامت‌هايى ممتاز فرموده . آب و هوا - كه هر يك مدار حيات حيوانى ، بلكه نباتى است - از نعمت‌هايى است كه ما غافل از آن هستيم ، و چون غرق اين دو نعمت بزرگ هستيم ، آن را جزء حساب نمىآوريم .