غيبيهء افعال و لوازم ملكوتيهء صفات نفس است ، و از اين جهت ، آثار اين دو نيز مختلف است ؛ زيرا كه كسى كه معرفت به سعهء رحمت و بسط نعمت حق و ايمان به آن دارد ، حالت رجاء براى او دست داده ، همين معرفت او را به تزكيهء اعمال و تصفيهء اخلاق و جدّيت در اطاعت اوامر مولى و ولىّ النِعَم دعوت كند ، و كسى كه صاحب غرور است ، در دام شيطان و نفس امّاره ، از كسب معارف و تحصيل اخلاق كريمانه و اعمال صالحه بازماند .
نفوس راجيه در عين حال كه به همهطور قيام به امر مىكنند ، نقطهء اتّكاء آنها به اعمال و احوال خود نيست ؛ زيرا كه آنها عظمت حق را دريافتند و مىدانند در مقابل عظمت حق ، هر چيزى كوچك و هر كمالى بىمقدار است و در پيشگاه جلالت كبرياى او ، همهء اعمال صالحه به پشيزى نيرزد ؛ اتكاء آنها به رحمت و بسط فيض ذات مقدّس است .
ولى نفوس مغروره ، از همهء كمالات بازمانند و خود را در صف اراذل حيوانات منسلك كنند ، و از حق تعالى و رحمت او ، غافل و روبرگرداناند و به صرف لقلقهء لسان مىگويند : خدا أرحَمُ الراحمين است و خدا بزرگ است .
شيطان آنها را وادار كند به معاصى كبيره و ترك واجبات عظيمه و به آنها تلقين كند كه در مقام عذر بگويند : خدا بزرگ است ؛ در صورتى كه اگر ذرّهاى از عظمت خداوند - تبارك و تعالى - را دريافته بودند ، ممكن نبود در محضر او و حضور او ، با نعمت او مخالفت او كنند .
اينان خداوند را به عظمت و بزرگى ياد كنند و سعهء رحمت حق را به رخ خود و ديگران بكشند ، ولى افعال و اعمال آنها شباهت ندارد به كسى كه از عظمت حق ، جلوهاى در قلب او حاصل باشد و از سعهء رحمت حق تعالى ، پرتوى در لوح نفس آنها نور افكنده باشد .
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: السيد الخميني
ص١٣٦