مقصد چهارم در « رجاء » و ضد آن است كه « قنوط » است
و در آن ، چهار فصل است :
فصل اوّل در بيان آنكه رجاء و اميدوارى از جنود عقل است ، و قنوط و نااميدى از جنود جهل و ابليس است
بدانكه چون عقل به نور فطرت و صفاى طينت خود ، دريافت به ذوقِ معنوىِ عرفانى كه حق تعالى - جلّ و علا - كامل مطلق است و در ذات و صفات و اسماء و فعل او تحديد و تقييد - كه از نقايص امكانى است - راه ندارد و جلوهء رحمت آن ذات مقدّس ، محدود به هيچ حد و مقيّد به هيچ قيدى نيست ، لازمهء اين معرفت ، رجاء واثق و اميد كامل به حق و رحمت اوست ، و چون فطرت ، او را دعوت به كامل مطلق و رحمت واسعهء علىالإطلاق كند ، او را به رجاء كامل و اميدوارى رساند ؛ چنانچه اگر فطرت از نورانيت اصليهء خود محتجب شد ، از حق و كمالات ذاتيه و صفاتيه و سعهء رحمت آن ذات مقدس محجوب شود