مُنْتَقَش گردد ، و آن نيز به مناسبت با آنها ، بهخوبى قبول كند .
و چون اباطيل و اكاذيب و قياسات باطلهء غلط ، از نفحات شيطانيه و عالم ظلمات و كدورات و قذارات است ، وجههء نفس به فطرت مخموره ، از آنها منصرف ، و با آنها مناسب و مواجه نيست ، پس آن نقشهها را قبول نكند و از آنها منفعل نگردد ، و اگر اين فطرت ، تا آخر كار محفوظ ماند و دست تصرف ابليس به آن نرسد ، هيچ امرى را بر خلاف حق نپذيرد و از هيچ حقى روگردان نشود و تعليمات قرآن شريف و انبياى عظام و اولياى كرام عليهم السلام به همانطور كه از معدن وحى الهى و معادن علوم حقه نازل شده ، در آن جلوه كند بىشائبهء تصرفات نفس و دُعابههاى متخيّله كه از آنها به حجابهاى ظلمانى بين عبد و حق مىتوان تعبير نمود .
ولى همين فطرت ، اگر از روحانيت خود محجوب شد و به واسطهء اشتغال به عالم طبيعت ، ظلمانى گرديد و سلطان شهوت و جهل و غضب و شيطنت بر آن غلبه كرد و با مَلاذّ دنيوى و كثرات عالم مُلك مأنوس شد ، وجههء باطنش از عالم روحانيت و ملكوت ، منصرف ، و تناسبش با آن عوالم نورانى منقطع گردد و با عالم جنّ و شيطان متناسب شود و سلطان وهم و دعابههاى متخيّله - كه شيطانِ انسانِ صغير است - بر آن حكومت كند و حقايق و معارف الهيه و آنچه از عالم نور و طهارت و قدس است در ذائقهء او تلخ ، و در سامعهاش سنگين و ناگوار آيد .
و آنچه از عالم ظلمات و قذارات و عقايد باطله و اوهام كاذبه و سَفسَطه و اغلوطه است ، در كامش شيرين و در ذائقهء روحش گوارا و خوشايند آيد ، چونان آيينهء زنگزدهء كثيفى كه آنچه از سنخ نور و نقشههاى لطيف است قبول نكند و آنچه از قبيل زنگار و كثافت است در آن متراكم شود ، پس در نفس ، حالت
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: السيد الخميني
ص١١٧