بر ما است كه بطور اجمال اين مراتب را كه در اين عبارت است ، شرح كنيم :
أمّا صبر للَّه ، از مقامات نازله سالكين است كه از خود و آمال نفسانيّه منسلخ شدند ، و مهاجرت الى اللَّه كردند . پس در اين انسلاخ هر چه بكنند ، براى حق است ؛ نه براى خود . و مادامى كه انسان در جلباب نفسانيّت و حجاب خودى است ، تمام حركات و سكنات و مناسك و عباداتش براى خود است ؛ حق تعالى و توحيد و اطاعت او را هم براى خود مىخواهد . و مادامى كه انسان در بيت نفس است و قدمش قدم سير به باطن خود است ، مهاجر الى اللَّه نيست ، و مسافر و سالك نيست ؛ مانند سير در بلد مىماند كه هر چه از گوشهء بلد به گوشهء ديگر سير شود ، سفر محقق نشود .
پس تا خروج از بيت نفس و بيرون رفتن از انانيّت نباشد ، سفر الى اللَّه و هجرت به سوى او محقق نشود ، و پيش اهل معرفت ، تمام رياضاتش رياضت باطل است . و چون خروج از بيت محقَّق شد ، سالك شود ، و صبر در اين مقام صبر للَّه است .
و امّا صبر باللَّه را دو مقام است : يكى براى سالك ثابت است ، و يكى براى اهل صَحْو بعد المَحْو .
و در اين جا مراد مقام اوّل است ، و آن عبارت از آن است كه سالك پس از خروج از بيت و هجرت الى اللَّه مشاهده كند كه تمام حركات و سكناتش به حول و قوّهء خدا است ، و خودش دخالت در چيزى ندارد ، پس صبر خود را چون هر چيز خود ، باللَّه داند . و اين غير از اعتقاد يا برهان است ، بلكه مشاهده به عيان است ؛ زيرا كه اعتقاد و برهان راجع به اهل حجاب است .
و امّا مقام دوّم كه راجع به اهل صَحْو است ؛ آن پس از آن است كه طى مقامات سلوك شد ، و منتهى به فناء كلّى و محو مطلق گرديد ، پس به عنايت حق
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: السيد الخميني
ص٤١٨