و قلب سليم كه در آن غير خدا نباشد البته در آن جهان هم - كه نشئهء ظهور ملكات و سرائر قلب است - در آن غير خدا نخواهد بود .
در ضمير ما نمىگنجد به غير از دوست كس * هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس « 1 »
و شايد آيه شريفه :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
« 2 » نيز اشاره به مقام اين طور اشخاص و كُمَّل از اولياء باشد ؛ زيرا صاحب نفس مطمئنّه مخاطب شده به رجوع به ربّ خود او - كه البته حق تعالى است - بىصبغهء اسماء . و راضى و مرضى بودن جذبهء حبيب و محبوبى است كه خود مركب سير الى اللَّه است و نتيجهء دخول در جرگهء عباد اللَّه است - كه از تمام صبغهها مبرّى ، و به حقيقت اخلاص موصوفند - ، و ثمره آن دخول در جنّت ذات كه جنّت لقاء اللَّه است مىباشد .
درجهء سوّم از صبر ، صبر در معصيت است كه انسان در جهاد با نفس و جنود ابليس خوددارى و صبر كند ، و به واسطه پافشارى و مصابرت ، بر آنها غلبه كند . و از براى اين درجه ، مقامات و حقايق و رقايق بسيار است ، و در هر درجه صبر در اين مقام مشكلتر و دقيقتر از صبر در طاعات است ؛ بلكه اگر كسى از اين ورطه گذشت ، صبر در طاعات براى او سهل و آسان شود . پس مهمتر از هر چيز از براى سالك الى اللَّه ، صبر در معصيت است .
و همانطور كه صبر در مجاهده با قوّه شهوت و غضب و شيطنت - كه منشأ
هامش
( 1 ) - ديوان حافظ شيرازى ، ص 200 .
( 2 ) - اى روح آرامش يافته ، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت بازگرد ، و در زُمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آ . ( فجر / 30 - 27 ) .