تعالى ارجاع به مملكت خودش كردند براى دستگيرى از افتادگان . در اين مقام ، وجود او و شئون وجوديّهء او حقّانى شده ، و تمام حركات و سكناتش در اين مقام باللَّه است ؛ يعنى به وجود حقّانى است . پس او در اين مقام عَينُ اللَّه و اذُن اللَّه و يدُ اللَّه است « عَلىٌّ عَيْنُ اللَّهِ وَ اذُنُ اللَّهِ وَ يَدُ اللَّهِ » . « 1 »
امّا صبر على اللَّه و آن پس از تمكين اين مقام است ؛ يعنى مقام صبر باللَّه به معنى اوّلش . پس سالك چون خود را از مطلق تصرفات برىّ و عارى ديد ، و تمام واردات را از حق تعالى ديد و متصرّفى در خود و عالَم جز او نديد ، پس صبر او صبر على اللَّه شود ؛ بلكه تمام بليّات و مصيبات را جلوههاى اسماء و صفات بيند .
و همانطور كه اهل حجاب بر بليّات صبر كنند ، اينان بر خدا و شئون اسمائيه يا ذاتيه او صبر كنند .
و امّا صبر فى اللَّه ؛ پس آن از براى اهل حضور است كه مشاهده جمال اسمائى كردند . پس در آن مشاهدات و جلوات هر چه صبر كنند و دل را از استهلاك و اضمحلال نگه دارند ، صبر فى اللَّه است .
و امّا صبر مع اللَّه ؛ پس آن براى مشاهدين جمال ذات است كه از مقام مشاهدهء جمال اسمائى بيرون رفته و به مشاهدهء ذاتى رسيدهاند . آنها هر چه در اين جلوات صبر كنند و خودنگهدار شوند ، صبر مع اللَّه است . و پس از اين ، مقام استهلاك و فناء است كه اسم و رسمى از سالك و صبر و سلوك نيست .
هامش
( 1 ) - اشاره است به اين فرمايش أمير المؤمنين و مولى الموحِّدين عليّ بن أبي طالب - عليهما السلام - :
« أنَا عَيْنُ اللَّهِ ، وَ أنَا يَدُ اللَّهِ ، وَ أنَا جَنْبُ اللَّهِ ، وَ أنَا بابُ اللَّهِ »
يعنى : من چشم خدا ، دست خدا ، جنب خدا و باب خدا هستم . ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 113 ، باب 23 از كتاب التوحيد ، ح 8 ) .
و نظير اين حديث است آنچه را كه شيخ صدوق ( ره ) در كتاب التوحيد ، ص 164 ، باب 22 ، ح 1 ، نقل فرموده است .