كنند . پس غرور علمى و عملى و خودخواهى و خودپسندى يكى از مُهْلِكات است كه انسان را به شقاوت كشاند .
و اگر مراقبت و مواظبت به درجه كامله نشود ، و چون طبيب حاذق و پرستار دلسوز ، انسان از خود نگهدارى نكند و به عيوب نفسانى سركشى ننمايد ، همان اعمال عباديه و افعال صالحهء صوريه ، انسان را به هلاكت كشاند و مايهء سقوط انسان شود . و خوددارى و نگهبانى از نفس بطور كافىِ تزلزل ناپذير از مشكلترين امور است كه بايد به خداى تعالى پناه برد و از او طلب دستگيرى كرد .
و به قدرى مكايد نفس و شيطان گاهى دقيق شود كه با هيچ موشكافى نتوان آن دقايق و مكايد را كشف كرد ، مگر با توفيق خدا و دستگيرى او .
و براى صبر در طاعات ششصد درجه است كه ميان هر درجه تا درجه [ اى ] ، از اعماق زمين تا عرش است . اين درجهء از صبر ، از درجهء سابق ، هم در عدد درجات بالاتر است و هم در سعهء درجات ؛ زيرا كه سعهء هر درجه از تُخُوم ارض تا عرش است .
و از براى صبر در طاعات مقامات ديگرى است كه شايد اين حديث متعرض به آنها نباشد ، و آن در صورتى است كه دامنهء طاعت را وسيعتر كنيم تا به حقايق و سراير توحيد رسد . پس در اين صورت ، ثواب و اجر صاحب آن در تحت ميزان درجهبندى نيايد ، و سعهء درجه و كثرت آن از ساحت قدس او دور باشد ، و اجر او على اللَّه و بلكه خود « اللَّه » باشد ؛ چنانچه دربارهء آنان وارد است كه نظر به جنّات و نعيم آن نكنند . « 1 »
هامش
( 1 ) - اشاره است به رواياتى كه عبادت احرار و آزادگان را بر اساس محبت خداوند مىداند .
رجوع كنيد به : اصول كافى ، ج 2 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب العبادة ، ص 68 ، ح 5 ؛ نهج البلاغه ، ص 510 ، حكَم ، رقم 237 .