مىخواهيم ؛ و اگر فقر را بدهد ، آن را بهتر ؛ و اگر غنى دهد آن را بهتر مىخواهيم » . « 1 »
شايد جابر از جهت آن كه به خود اطمينان نداشته كه در حال صحّت و سلامت و غنى و خوشى بتواند قلب خود را نگهدارد بطورى كه اقبال قلبى به دنيا پيدا نكند و ركون به اين قريه ظالمه ننمايد ، از اين جهت چنين گفته ؛ ولى مقام ولايت مقامى است كه واردات در تحت سيطرهء آن واقع مىشود .
اگر تمام ملك جهان را به ولىّ كامل بدهند يا همه چيز را از او بگيرند ، در قلبش اثرى حاصل نشود ، و هيچ يك از واردات در او تغييرى ندهد .
بالجمله : صبر به اين مرتبه كه ذكر شد ، از مقامات متوسّطين است . و اين كه كمّل از اولياء را گاهى به آن موصوف نمودهاند ، يا صبر به مقامات عاليه را منظور داشتند - چنانچه پس از اين اشاره به آن شود « 2 » - ، و يا مقصود آن است كه صبر در آلام جسمانيه داشتند كه به مقتضيات طبايع بشريه موجب تأثّر و تألّم است .
فصل دوّم در بيان مراتب صبر است
و آن بسيار است كه مراتب كامله آن را در فصل آتيه ذكر مىكنيم ، « 3 » و اين جا بعض مراتب آن را كه مطابق حديث نبوى است مذكور مىداريم تا اين فصل به منزله شرح آن حديث باشد .
كافِي بِسَنَدِهِ إلى أمِيْر المُؤْمِنينَ قالَ :
قالَ رَسُولُ اللَّهِ : « الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ : صَبْرٌ عِنْدَ
هامش
( 1 ) - اوصاف الاشراف ، ص 60 ؛ جامع السعادات ، ج 3 ، فصل فى مراتب الصبر ، ص 285 ؛ اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 46 .
( 2 ) - در فصل 2 ، از همين مقصد ، در ص 412 .
( 3 ) - در ص 418 .