پس صبر متقوّم به دو امر است : يكى آن كه از آن ناملايم كه بر او وارد مىشود كراهت داشته باشد در باطن . و ديگر آن كه خوددارى كند از اظهار شكايت و جزع .
و شيخ عارف عبد الرزّاق كاشانى گفته : « مقصود از شكايت ، شكايت به غير حق است . و امّا شكايت به خدا منافات با مقام صبر ندارد ؛ چنانچه أيّوب شكايت به خدا كرد آنجا كه گفت :
« أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ »
« 1 » . با اين وصف ، خداوند درباره او فرمايد :
« إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
« 2 » . » انتهى . « 3 »
و ببايد دانست كه صبر - به حسب اين مرتبه كه مذكور شد - از مقامات متوسِّطين است ؛ زيرا مادامى كه نفس از وارداتِ از جانب حق تعالى كراهت دارد ، و در كمون و بطونش از آنها جزع داشته باشد ، مقام معارف و كمالاتش ناقص است .
و مقام ارفع از اين مقام مرتبه رضاى به قضاء است كه در واردات بر نفس و بليّات و ناگوارها خشنودى كند و خوشوقت باشد ، و از جان و دل آنچه از جانب محبوب برسد خريدار باشد .
در حديث است كه حضرت باقر العلوم در سنّ كودكى از جابر بن عبد اللَّه انصارى پرسيد كه : « در چه حالى ؟ جابر گفت : در حالى هستم كه مرض را بهتر از صحّت مىخواهم ، و فقر را بهتر از غنى مىخواهم . فرمود : امّا ما اهل بيت اگر خدا صحّت را بدهد ، آن را بهتر مىخواهيم ؛ و اگر مرض را بدهد ، آن را بهتر
هامش
( 1 ) - شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است . ( ص / 41 ) .
( 2 ) - او را بندهاى صابر يافتيم ، او كه همواره رو به درگاهِ ما داشت چه نيكو بندهاى بود . ( همان سوره / 44 ) .
( 3 ) - شرح منازل السائرين ، مولى عبد الرزَّاق كاشانى ، ص 196 - 195 .