حق تعالى است ، نكرده و اگر روح تسليم شد ، تمام ممالك وجود تسليم شود .
پس ، اعضاء ظاهره و قواى ملكيّه نيز تسليم شوند . و تسليم شدن آنها آن است كه از خود و انانيّت خود حركت و سكونى نكنند ، و قبض و بسط آنها در تحت اراده حق تعالى باشد ، و نمونه قرب نوافل در او حاصل شود
« كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذي يَسْمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَهُ الَّذي يُبْصِرُ بِهِ . . . »
إلى آخره . « 1 »
و در مقابل تسليم مطلق ، تزلزل و شك است كه از براى آن مراتبى است كه بعضى مراتب آن را شك جَلىّ و بعضى را شك خَفىّ و أخفى مىگوئيم . پس « شك جَلىّ » تزلزل در عقايد ظاهره جليّه است ، و « خفىّ » تزلزل در معارف و اسرار توحيد و تجريد و تفريد است ، و « أخفى » حالت تلوين و عدم تمكين در مقامات مذكوره است .
هامش
( 1 ) - گوش او خواهم بود كه با آن مىشنود ، و چشم او خواهم بود كه با آن مىبيند . ( اين قسمتى از حديث قُرب نوافل است كه از پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - نقل شده است ) .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 263 - 262 ، باب مَن أذى المسلمين و احتقرهم ، ح 8 - 7 ) .