تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
فطرت است به حجابهاى طبيعت و انانيّت و خودرأيى و خودسرى و خودخواهى كه همه آنها بر خلاف فطرت الهيه است . و در اينجا مناسب است كه اين اوراق را نورانى كنيم به ذكر يك حديث از اهل بيت وحى و عصمت : فِي الْكافِيّ ، بِإسْنادِهِ عَنْ سُفْيانَ بْنِ عُيَيْنَةَ قالَ : « سَألْتُهُ - أي عن الصادق عليه السلام - عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ : « إلَّا مَنْ أتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيْمٍ » ؟ « 1 » قالَ : القَلْبُ السَّلِيْمُ الَّذي يَلْقى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيْهِ أحَدٌ سِواهُ . قالَ : وَ كُلُّ قَلْبٍ فِيْهِ شِرْكٌ أوْ شَكٌ ، فَهُوَ ساقِطٌ . وَ إنَّما أرادَ بِالزُّهْدِ فِي الدُّنْيا لِيُفْرِغَ قُلُوبَهُمْ لِلآخِرَةِ » . « 2 » قلب سليم عبارت از آن قلبى است كه در آن غير خدا نباشد ، و از شك و شرك خالص باشد . و اعراض از دنيا - كه مورد سفارش بليغ اولياء خدا است - براى آن است كه قلوب از دنيا فارغ شوند و مهياى آخرت - كه به حقيقت مقام لقاء اللَّه است - شوند ؛ بلكه تمام شرايع و اديان و تمام احكام و اخلاق و معاملات و بدايات و نهايات و ارتياضات براى تهيّه حصول لقاء اللَّه است . و آن مقصد اصلى از همه چيز است ، و تسليم به حقيقت كامله ، كفيل همه اين معانى تواند بود . و تمام شرك و شكها از آن پيدا شود كه روح را انسان تسليم وليّ مطلق كه
هامش
( 1 ) - شعراء / 89 . ( 2 ) - سُفْيان بن عُيَيْنَه گفت : از امام صادق - عليه السلام - معنى گفتهء خداوند را كه ( بجز كسى كه با قلب سليم به پيش خداوند آيد ) پرسيدم . آن حضرت فرمودند : قلب سليم ، قلبى است كه خدايش را مُلاقات كند و در او جز خدا نباشد . و فرمودند كه : هر قلبى كه در آن شرك يا شك باشد ، ساقط است ، و خداوند خواسته است با زهد در دنيا دلهاى انسانها را براى آخرت فارغ گرداند . ( اصول كافي ، ج 2 ، ص 14 - 13 ، باب الإخلاص ، ح 5 ) .