كوههاى دريائى گرفتار گردد ، اميدوارترم از شخص غضبناك در حال اشتعال و برافروختگى غضب او ؛ زيرا كه كشتى را در اين حال كشتيبانان با حيلهها مىتوانند از هلاك نجات دهند ، لكن براى نفس ، در اين حال اميد حيله نيست . » « 1 » ؛ زيرا كه هر چه حيله به خرج برى و مواعظ و نصايح به كار بندى و در پيش او فروتنى و زارى كنى ، بر اشتعال و مايه او افزايش حاصل شود .
و در حديث شريف ، از حضرت باقر العلوم - سلام اللَّه عليه - نقل كند كه :
« اين غضب يك پاره افروخته آتشى است از شيطان ، در قلب پسر آدم افروخته شود » . « 2 »
و شايد همين آتش افروخته كه در قلب انسانى به دست شيطان افروخته شود ، صورتش در آن عالم - كه عالم بروز سراير و كشف حقايق است - صورت
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
« 3 » باشد ، و باطنش حقيقت آتش غضب الهى باشد كه بالاترين و سوزندهترين آتشها است ، و از باطن قلب بروز كند و رو به ظاهر ملك بدن آيد ؛ چنانچه آتش اعمال - كه از جهنّم اعمال است - از ظاهر رو به باطن رود .
و انسان در ميان اين دو آتش باطنى و ظاهرى در فشارهائى است كه كوههاى اين عالم ، طاقت لحظه [ اى ] از آن را ندارند .
احاطه نار جهنّم به انسان ، همچون احاطههائى كه در اين عالم به نظر ما مىرسد نيست ؛ زيرا كه اينجا احاطههاى سطحى است ؛ يعنى سطوح به سطوح
هامش
( 1 ) - تهذيب الأخلاق ، ص 165 .
( 2 ) - متن حديث ، چنين است :
« إنَّ هذا الْغَضَبَ جَمْرَةٌ مِنَ الشَّيْطانِ ، تُوقَدُ فِي قَلْبِ ابْنِ آدَمَ » .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 232 - 231 ، باب الغضب ، ح 12 ) .
( 3 ) - آتش افروختهء خداست ، كه بر دلها غلبه مىيابد . ( هُمَزَه / 6 - 7 ) .