فاسد كند ايمان را ، آن چنان كه سركه فاسد كند عسل را » . « 1 »
چه بسا كه اين قوه كه چون سگ عَقُور است ، در حال شدّت ، اختيار را از دست انسان بگيرد و سركشى آغاز كند و انسان را به هتك نواميس محترمه و قتل نفوس مؤمنين وادار كند . و چه بسا كه ظلمت آن ، نور ايمان را خاموش كند و اين آتش افروخته شده ، تمام عقايد حقّه و انوار معرفت و ايمان را بسوزاند ، و مبدأ هزاران جهالت و سفاهت شود كه در تمام عمر ، انسان نتواند جبران آن كند .
خطر اين قوّه از ساير قوى بيشتر است ؛ زيرا كه اين قوّه با سرعت برق گاهى كارهاى بسيار بزرگ خانمانسوز كند ، و با يك دقيقه انسان را از تمام هستى و سعادت دنيا و آخرت ساقط كند .
حكما گويند : « مَثَل انسان در حال فَوَران غضب ، مَثَل غارى است كه در آن آتش افروزند ، و در آن شعلههاى آتش و دودها محتقن و محبوس شود و درهم پيچيده گردد ، و از شدت فوران آن ، سخت نفير و صدا كند . خاموش نمودن چنين آتش سوزان درهم پيچيده [ اى ] سخت مشكل است ؛ زيرا كه هر چه براى خاموش نمودن آن ، در دهنهء آن ريزند ، آن را بلع كند و جزءِ خود نمايد ؛ چنانچه آبها را به صورت آتش درآورد و بر اشتعال خود به واسطه آنها بيفزايد » . « 2 »
از اين جهت ، انسان در اين حال كه حال سفاهت و جهالت و سَبُعيّت است ، كور و كر شود از رشد و هدايت ، و موعظه و پند در مزاج او به عكس نتيجه دهد ، و بر اشتعال نائره غضب او بيفزايد . و بقراط حكيم گفته كه : « من از كشتى كه دچار بادها و طوفانهاى سخت شود و در امواج دريا متلاطم شود و در لجّهها و
هامش
( 1 ) - متن حديث ، اين است :
« قالَ رَسُولُ اللّهِ - صلّى اللّه عليه و آله - : « الغَضَبُ يُفْسِدُ الإيمانَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ العَسَلَ » .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 229 ، باب الغضب ، ح 1 ) .
( 2 ) - تهذيب الأخلاق ، ابن مسكويه ، ص 165 - 164 ؛ أخلاق ناصري ، محقّق طوسي ( ره ) ، ص 176 - 175 .