آن ، نفس از حوصله بيرون رود و با ناملايمات سازگار نباشد ، و بدون ميزان و از روى جهالت افسارگسيخته شود ، و غضبش به جوش آيد و خوددار نباشد ، و اين از شعب افراط قوه غضب است .
و شايد سفاهت ، در اصل ، همان سبك مغزى و جهالت و خفّت عقل باشد « 1 » . و چون كسى كه متمكّن از حفظ قوّهء غضبيّه نيست جاهل و سبك مغز و خفيف العقل است ، از خلاف حلم به سفاهت تعبير شده است ؛ نه آن كه جوهراً معناى سفه ضد حلم باشد . و اين گرچه مخالف ظاهر قول لُغويّين است ، لكن موافق اعتبار و ريشه لغت است . و در هر صورت در مقصد ما مدخليّتى ندارد ، و تحقيق آن از وظيفه اين اوراق خارج است و چندان هم مورد اهميّت نيست .
فصل دوّم [ در بيان ثمرات قوّهء غضبيّه ]
بدان كه قوّه غضبيّه اگر در تحت تصرف عقل و شرع تربيت شود ، يكى از بزرگترين نعتمهاى الهى و بالاترين كمك كارها به راه سعادت است ، و با قوّه غضب حفظ نظام جهان و حفظ بقاى شخص و نوع شود ، و مدخليّتى بزرگ در تشكيل مدينه فاضله دارد . با اين قوّه شريفه انسان و حيوان حفظ بقاء خود و نوع خود كند ، و از ناملايمات طبيعت دفاع كند ، و خود را از زوال و فنا نجات دهد . و اگر اين قوّه در انسان نبود ، از بسيارى از كمالات و ترقّيات بازمىماند و حفظ نظام عائله نمىكرد و از مدينه فاضله مدافعه و ذبّ نمىنمود .
حكماء و دانشمندان براى خروج از حدّ نقص و تفريط آن ، دستوراتى داده
هامش
( 1 ) - زبيدي گويد : السَّفيه : خفيف العقل . ( تاج العروس ، ج 9 ، ص 391 ) .