و در غلاف ملك و غُل و بند اين عالم است ، تنگ و ظلمانى و تاريك است و قابل نور هدايت و جلوهء جمال و جلال نيست . و هر قدر منصرف از دنيا و زخارف آن شود ، شرح صدر براى او حاصل شود و قبول نور معنوى كند تا آن جا كه به كلّى از دار غرور منصرف و متجافى و منخلع شود ، پس لايق جلوهء نور مطلق و جمال جميل شود . و شايد استعداد براى موت ، اعم از موت طبيعى حيوانى باشد . پس متعرّض جميع مراتب زهد باشد .
و امّا روايات :
فَمِنْهَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ - قدِّس سرُّه - بِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ - عَلَيْهِ السلامُ - قالَ : « مَنْ زَهَدَ فِي الدُّنْيا أثْبَتَ اللّهُ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ ، وَ أنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ ، وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا داءَها وَ دَواءَها ، وَ أخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْيَا سالِمَاً إلَى دارِ السَّلامِ » .
« 1 »
از زهد در دنيا و اعراض از آن نور حكمت كه راهنماى طريق سعادت و وصول به مقام كمال انسانيّت است ، در قلب ثابت و برقرار شود ، و از قلب جريان به زبان پيدا كند ، چنانچه در باب اخلاص نيز وارد است كه : « كسى كه چهل روز براى خدا خالص شود ، چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش جريان پيدا كند » . « 2 »
اخلاص نيز با زهد حقيقى در ترك آمال و مقاصد خود شريك است ، و
هامش
( 1 ) - امام صادق - عليه السلام - فرمودند : كسى كه در دنيا زهد پيشه كند ، خداوند حكمت را در قلبش ثابت كرده ، و زبانش را به آن گويا نموده ، و عيبهاى دنيا و درد و درمان آن را به او بنماياند ، و او را از آن سالم به دار السَّلام بيرون برد . ( اصول كافي ، ج 2 ، ص 104 ، باب ذمّ الدّنيا و الزّهد فيها ، ح 1 ) .
( 2 ) - متن اين حديث نبوي متواتر ، چنين است :
« ما أخْلَصَ عَبْدٌ لِلّهِ - عَزَّ وَ جَلَّ - أرْبَعِينَ صَباحَاً إلَّا جَرَتْ يَنابِيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ » .
( بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 243 - 242 ، ح 10 ) .