تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
در قرآن شريف و احاديث شريفه به اين معنى اشارت بسيار است « 1 » ، از اين جهت در جعل الهى تكوينى ، او را مفطور به اين دو فطرت فرموده كه با يكى از ما سوى منقطع و به ديگرى به جمال جميل و اصل گردد . و تمام فطريات كه در انسان است ، راجع به اين دو فطرت و از شعب آنهاست . و نظام احكام شريعت مطهّرهء الهيّه مطلقاً بر طبق همين نقشهء فطرت است . پس زهد كه عبارت از تنفر از نقص است و اعراض از غير حق ، به فطرت مخمورهء مفطوره راجع است ، و از احكام فرعيّهء فطرت اللَّه است . چنانچه رغبت به غير حق - هر چه باشد - به واسطهء احتجاب فطرت است ؛ زيرا كه فطرت پس از احتجاب به حُجب طبيعت مثلًا ، محبوب خود را اشتباهاً در شعبه‌اى از شعبه‌هاى طبيعت گمان كند ، و علاقهء محبّت خود را به آن پيوند نمايد ، و دلبستگى به آن پيدا كند ، پس از جمال جميل بازماند و از لقاء اللَّه محروم و محجوب شود . پس زهد حقيقى ، از بزرگترين جنود عقل و رحمان است كه انسان به واسطهء آن پرواز به عالم قدس و طهارت كند ، و رخت از عالم به كلّى بربندد ، و كمال انقطاع الى اللَّه براى او حاصل شود . چنانچه رغبت به دنيا و زخارف آن و توجّه و محبّت به زينتهاى آن بزرگترين جند ابليس و جهل است ، و از دقيقترين دامهاى نفس است كه به واسطهء آن انسان به دام بلا مبتلا و از راه هدايت و رشد گمراه و از وصول به نتيجه انسانيّت و برخوردارى از ثمرهء شجرهء ولايت ، محروم و محجوب شود . و چون انسان اين مطلب را دريافت و با عين انصاف و چشم بصيرت به اول و آخر امر خود نظر كرد ، بر خود حتم و لازم شمارد كه حتى الإمكان اين خار
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به : آيه 13 و 41 سوره طه ؛ و موسوعة أطراف الحديث النَّبويّ الشريف ، ج 4 ، ص 629 .