شهوات بطن و فرج ، عروج به كمالات روحانيّه و وصول به لقاء جمال جميل امكان ندارد ، بلكه كليه حجب به يك معنى به خود انسان رجوع كند :
تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز « 1 »
بيني و بينك « إنّيّي » يُنازِعُني * فارفعْ بلُطفِكَ « إنّيّي » مِنَ البيْنِ « 2 »
تفصيل اين اجمال عجالتاً با اين حال مناسب نيست .
فصل پنجم در بيان آنكه « زهد » از فطريات و لوازم فطرت مخموره است ، و « رغبت » از لوازم احتجاب فطرت است
پيش از اين معلوم شد كه انسان به فطرت الهيّه كه تمام عائله بشرى بر آن مفطور و مخلوقند ، داراى دو فطرت اصليّه و فرعيّه است كه شايد جميع فطريات به اين دو رجوع كند :
اوّل فطرت عشق به كمال مطلق كه آن فطرت اصليّهء استقلاليّه است . و دوّم فطرت تنفر از نقص كه آن فطرت فرعيّه است .
و چون حق - جلّ مجده - انسان را براى خود مخلوق فرموده ، چنانچه در حديث قدسى است :
« يا ابْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الأشْياءَ لِأَجْلِكَ وَ خَلَقْتُكَ لِأَجْلِي »
« 3 » ، و
هامش
( 1 ) - تمام بيت اين است :ميان عاشق و معشوق ، هيچ حائل نيست * تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز( ديوان حافظ ، تصحيح انجوى شيرازى ، ص 301 ) .
( 2 ) - ميان من و تو ، إنيّت من با من در نزاع است ، پس به لطف خودت ، إنيّت مرا از ميان بردار .
( ديوان حلّاج ، ص 90 ) .
( 3 ) - اى فرزند آدم ؛ همه چيز را براى تو خلق كردم ، و تو را براى خودم آفريدم .
( علم اليقين ، فيض كاشاني ( ره ) ، ج 1 ، ص 381 ) .