تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
دود شهوت و غضب چشم باطن ما را كور كرده ، و مجارى ادراك ما را بسته ، و تصرف شيطان و نفس گوش ما را از شنيدن حق و آيات الهيّه كر نموده ، با چشم بسته و گوش كر نتوان حقايق را دريافت كرد . چنانچه خداى تعالى در سورهء مباركه اعراف در آيه 179 ، در بيان احوال بعضى از ما مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ » .
« 1 » علامت جهنمى بودن آن است كه دلى را كه براى تفقّه و تدبّر در آيات كريمهء صحف تكوين و تدوين خلق فرموده ، و چشم و گوشى را كه براى بصيرت و شنوائى حقايق الهيّه مرحمت فرموده ، در آنها صرف نشود ، و از افق حيوانيّت تجاوز ننمايد ، و به مقام انسانيّت لا اقل كه مقام تدبيرات عقليّه است ، نرسد . چنين انسانى به حقيقت حيوان - گرچه به صورت دنياوى ملكى انسان مىنمايد - ؛ بلكه گمراه‌تر از ساير حيوانات است ، به وجوهى كه يكى از آنها ، آن است : انسان اگر از طريق مستقيم منحرف شد ، در هر بابى از ابواب بهيميّت و سبعيّت و شيطنت از ساير بهايم و سباع و شياطين جلو مىافتد ؛ زيرا كه از براى قواى او سِمَت اطلاق است و ديگر موجودات محدود و مقيّدند ، شهوت بهيمى او آخر ندارد ، آتش غضب او عالم‌سوز است ، شيطنت و روباه بازى او اهل عالم را بدبخت و بيچاره مىكند .
هامش
( 1 ) - و بسيارى از جنّ و انس را براى جهنَّم بيافريديم ، آنان را دلهايى است كه با آن نمىفهمند ، و چشمهايى است كه با آن نمىبينند ، و گوشهايى است كه با آن نمىشنوند ، آنها همانند چهارپايان هستند بلكه گمراه‌تر ، آنان همان غافلانند .