اشارات ، بلكه صراحات كتاب الهى « 1 » و احاديث شريفه وارده از اهل بيت وحى و تنزيل است « 2 » ، احتمال نيز دهد ، بايد آرام نگيرد تا نفْس را اصلاح كند .
مصيبت در آن است كه جميع آيات باهرهء كتب آسمانى و تمام احاديث شريفه اهل بيت عصمت ، از انبياء عظام و اولياء كرام ، و تمام براهين اصحاب حكمت و فلسفه و مشاهدات ارباب رياضت و شهود ، در قلوب قاسيه و دلهاى سخت ما ايجاد احتمال نكرده ، و عمل ما مثل اشخاصى است كه يقين حتمى به كذب همه - نعوذ باللَّه - داريم .
عزيزا ! اگر به هر يك از ما يك طفل ده ساله [ اى ] اطلاع دهد كه خانهات آتش گرفت يا پسرت در آب افتاد و الآن غرق مىشود ، آيا اگر اشتغال به هر كار مهمّى داشته باشيم ، دست از آن برداشته ، در تعقيب اين اخبار هولناك سراسيمه مىدويم يا آن كه با اطمينان نفس نشسته اعتناء نمىكنيم ؟ اكنون چه شده است ، تمام آيات و اخبار و برهان و عيان به قدر خبر يك بچه ده ساله در ما تأثير نكرده .
اگر تأثير كرده بود ، راحتى را از ما سلب نموده بود . آيا اين كورى باطن و عماى قلب را بايد به چه نحو معالجه كرد ؟ آيا اين مرض قلبى محتاج به علاج و طبيب هست ؟ آيا راهى براى علاج اين احتجاب و ظلمت هست ؟ آيا كسى كه به مقدار خبر يك طفل نابالغ خبر انبياء و كتب آسمانى را نشمرده ، بايد او را مؤمن دانست ، و خواص ايمان را براى او ثابت كرد ؟
اگر آنچه را كه مذكور شد با مراجعه به احوال خود درست يافتى ، بدان كه
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به آيات : 2 سوره حجّ ؛ 39 - 36 سوره نازعات ؛ 26 - 23 سوره فجر .
( 2 ) - رجوع شود به : مجمع البيان ، طبرسي ( ره ) ، ج 10 ، ص 642 ؛ تفسير نور الثّقلين ، ج 5 ، ص 493 ، ح 20 ؛ تفسير عليّ بن إبراهيم قمي ، ج 2 ، ص 81 - 80 ؛ علم اليقين ، فيض كاشاني ، ج 2 ، ص 1033 .