ميزان شريعت الهيه شد ، باطن او ملكهء استقامت پيدا كند و صورت روح و باطن صورت مستقيمهء انسانيّه شود . پس صورت جسمانيّه و ظاهر او در آن عالم مستقيم و به صورت جميله انسانيّه است .
و اگر مقام روحانيّت نفس و نشئه عقليّه آن تابع يكى از سه قوّه ديگر شد ، پس هر يك از اين سه قوّه غلبه كرد و ديگر قوا را در تحت نفوذ خود قرار داد ، و ظاهر و باطن مملكت انسانى را به حكم خود كرد ، صورت باطن ملكوتى تابع آن شود . پس صورت غيبيّه ملكوتيّه يا به شكل سبعى از سباع شود اگر غلبه با قوهء غضبيه شد ، و يا به شكل بهيمه [ اى ] از بهائم شود اگر غلبه با شهوت شد و مملكتْ مملكت شهوى شد ، و يا به شكل شيطانى از شياطين درآيد اگر غلبه با واهمه شيطانيّه شد و مملكت به تصرف شيطان درآمد . اينها صور بسيطهء ملكوتيه است .
و گاه شود دو قوّه از اين سه قوّه حكمران در مملكت شود ، و انسان در عين حال كه در كمال غضب است ، در كمال شهوت نيز هست ، يا با كمال شيطنت كمال شهوت يا كمال غضب نيز دارد . پس ، از ازدواج هر يك از دو قوه ، صورت مزدوجهء ملكوتيّه پيدا شود كه نه سبع محض و نه بهيمه محض است و نه شيطان محض ، و از تركيب هر دو قوه ، سه صورت حاصل شود . و گاه شودْ كه هر سه قوه در انسان به كمال است ، پس باطن ، تابع هر سه شود ، و از آن يك صورت مزدوجه از هر سه پيدا شود .
و ممكن است كه انسان در آن عالم در آنِ واحد بيشتر از يك صورت داشته باشد ، يا در هر حال يك صورت داشته باشد ؛ گاهى سبع و گاهى بهيمه و گاهى شيطان شود .
پس معلوم شد كه صورت انسانيّه يكى از اين هشت صورت است ، و بقيه
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨٤