تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
عزيزا ! اين چند روز مهلت الهى عن قريب به سر آيد ، و ما را - خواهى نخواهى - خواهند از اين دنيا برد ، پس اگر با اختيار به روى رَوح و ريحان است و كرامات خدا ، و اگر با زور و سختى ببرند ، نزع است و صعق است و فشار است و ظلمت و كدورت . مَثَل ما در اين دنيا ، مثل درختى است كه ريشه به زمين بند نموده ؛ هر چه نورس باشد ، زودتر و سهلتر ريشهء آن بيرون آيد . و فى المثل اگر درخت احساس درد و سختى مىكرد ، هر چه ريشه آن كمتر و سست‌تر بود ، درد و سختى كمتر بود . نونهالى را كه تازه پنجه به زمين بند كرده ، با زور كمى تمام ريشه‌اش بىزحمت و فشار بيرون آيد ، ولى چون سالها بر آن گذشت ، و ريشه‌هاى آن در اعماق زمين فرو رفت ، و ريشه‌هاى اصلى و فرعى آن در باطن ارض پنجه افكند و محكم شد ، در بيرون آوردن آن محتاج به تيشه و تبر شوند تا ريشه‌هاى او را قطع كنند و درهم شكنند . اكنون اگر درخت ، احساس درد مىكرد در اين كندن ، بين اين دو چقدر فرق بود ! ريشه حبّ دنيا و نفس - كه به منزلهء ريشه اصلى است - و فروع آنها از حرص و طمع و حبّ زن و فرزند و مال و جاه و امثال آن تا در نفس ، نورس و نو نهال است ، اگر انسان را بخواهند از آنها جدا كنند و ببرند ، زحمتى ندارد ؛ نه فشار عمّال موت و ملائكه اللَّه را لازم دارد و نه فشار بر روح و روان انسانى واقع شود . و اگر خداى نخواسته ريشه‌هاى آن در عالم طبيعت و دنيا محكم شد و پهن گرديد و بسط پيدا كرد ، بسط آن چون بسط ريشهء درخت نيست ، بلكه در تمام عالم طبيعت ريشه مىدواند . درخت هر چه بزرگ شود ، چند مترى بيشتر از زمين را فرا نگيرد و ريشه