تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
باشد ، چنانچه « حمق » حالت كدورت و ظلمت نفس باشد كه موجب غباوت در ادراك حقايق روحانيّه و مطالب عرفانيّه شود . و بايد دانست كه نفس انسانى چون آينه‌اى است كه در اوّل فطرت ، مصفّى و خالى از هر گونه كدورت و ظلمت است . پس اگر اين آئينه مصفّاى نورانى با عالم انوار و اسرار مواجه شود - كه مناسب با جوهر ذات او است - كم كم از مقام نقص نورانيّت به كمال روحانيّت و نورانيّت ترقّى كند تا آن جا كه از تمام انواع كدورات و ظلمات رهائى يابد ، و از قريهء مظلمهء طبيعت و بيت مظلم نفسيّت خلاصى يابد و هجرت كند ، پس نصيب او مشاهده جمال جميل گردد و اجر او بر خدا واقع شود . چنانچه شايد اشاره به اين معنى باشد آيه شريفه :
« وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ »
« 1 » ، و همين طور آيه شريفه :
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » .
« 2 » آرى ، كسى كه متولّى و متصرّف باطن و ظاهر او حق تعالى باشد ، و در مملكت وجودش جز حق تعالى تصرف نكند ، ارض ظلمانى او مبدّل به نور الهى شود
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها »
« 3 » و از تمام انواع ظلمتها و كدورتها خلاصى يابد ، و به نور مطلق كه مساوق وحدت مطلقه است رسد . و از اين جهت ، شايد نور را مفرد و ظلمات را به صيغه جمع ذكر فرموده . و اگر مرآت مصفّاى نفس را مواجه با عالم كدورت و ظلمت و دار طبيعت -
هامش
( 1 ) - هر كس از خانه خويش بيرون آيد تا به سوى خدا و رسولش مهاجرت كند ، و آن گاه مرگ او را دريابد ، مزد و اجر او بر عهدهء خداوند است . ( نساء / 100 ) . ( 2 ) - خداوند ياور مؤمنان است ، ايشان را از تاريكيها به روشنى مىبرد . ( بقره / 257 ) . ( 3 ) - و زمين به نور پروردگارش روشن شود . ( زُمَر / 69 ) .