تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
باللَّه و رضا بقضاء اللَّه را محفوظ است ، و آن را از معادن وحى داند ، و مفاد آنها را معتقد و چون علم برهانى متعبّد است ، ولى به همين بليّهء بزرگ مبتلا است . و اين نيست جز آن كه علوم آنها از حدود عقل و نفس تجاوز نكرده و به مرتبه قلب كه محل نور ايمان است ، نرسيده . و تا علوم در اين پايه است ، از آنها احوال قلبيّه و حالات روحيّه حاصل نشود . پس كسى كه بخواهد به مقام توكّل و تفويض و ثقه و تسليم و ديگر از قسم معاملات - به حسب اصطلاح اهل معرفت - رسد ، بايد از مرتبه علم به مرتبه ايمان تجاوز كند ، و به علوم صرفهء رسميه قانع نشود ، و اركان و مقدمات حصول اين حقايق را به قلب برساند تا اين احوال حاصل شود . و طريق تحصيل اين معارف و رساندن آنها را به لوح قلب ، ما پيش از اين به طور اجمال ذكر كرديم « 1 » . اكنون نيز به طور اجمال مذكور مىداريم . بايد دانست كه پس از آن كه عقل به طور علم برهانى ، اركان باب توكّل را مثلًا دريافت ، سالك بايد همّت بگمارد كه آن حقايقى را كه عقل ادراك نموده ، به قلب برساند . و آن حاصل نشود ، مگر آن كه انتخاب كند شخص مجاهد از براى خود در هر شب و روزى ، يك ساعتى را كه نفس اشتغالش به عالم طبيعت و كثرت كم است و قلب فارغ البال است ، پس در آن ساعت فراغت نفس ، مشغول ذكر حق شود با حضور قلب و تفكّر در اذكار و اوراد وارده . مثلًا ذكر شريف
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
را - كه بزرگترين اذكار و شريفترين اوراد است « 2 » - در اين وقت فراغت قلب ، با اقبال تامّ به قلب بخواند به قصد آن كه
هامش
( 1 ) - رجوع شود به ؛ ص 108 . ( 2 ) - أفْضَلُ الدُّعاءِ لا إلهَ إلَّا اللّهُ ، أفْضَلُ الذِّكْرِ لا إلهَ إلَّا اللّهُ . ( كنز العمال ، ج 2 ، ص 217 ، ح 3835 ؛ مرصاد العباد ، ص 267 ) .