عنايات ربانى مىبينند . آنها به حق خوشند ، جز حق نخواهند ، و به ذات مقدّس متوجهند ، و غير از او نبينند . اگر دار كرامت حق را بخواهند ، از آن جهت خواهند كه از حق است نه از جهت حظوظ نفسانيه خواهند . آنها راضى به قضاء اللَّه هستند از آن جهت كه مربوط به حق است . محبّت الهيه منشأ محبت به اسماء و صفات و آثار و افعال او شده .
فصل ششم در فضيلت رضا و ذم سخط از طريق نقل
كافِي بِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ - عَلَيْهِ السَّلامُ - قالَ :
« رَأْسُ طاعَةِ اللّهِ الصَّبْرُ وَ الرِّضا عَنِ اللّهِ فِيْما أحَبَّ الْعَبْدُ أوْ كَرِهَ ؛ وَ لا يَرْضى عَبْدٌ عَنِ اللّهِ فِيْما أحَبَّ أوْ كَرِهَ ، إلّا كانَ خَيْرَاً لَهُ فِيْما أحَبَّ أوْ كَرِهَ » .
« 1 »
وَ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ - عَلَيْهِ السَّلامُ - قالَ :
« إنَّ أعْلَمَ النّاسِ بِاللّهِ أرْضاهُمْ بِقَضاءِ اللّهِ تَعالى » .
« 2 »
وَ عَنْهُ قالَ :
« قالَ اللّهُ تَعالى : عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ لا أصْرِفُهُ فِي شَيْءٍ إلّا جَعَلْتُهُ خَيْراً لَهُ ، فَلْيَرْضَ بِقَضائِي وَ لْيَصْبِرْ عَلى بَلائِي وَ لْيَشْكُرْ نَعْمائِي أكْتُبْهُ -
يا مُحَمَّدُ
هامش
( 1 ) - اساس اطاعت از خداوند ، صبر و رضايت از خداوند است در آنچه كه بنده دوست دارد يا ناپسند . و هيچ بندهاى - در آن چيزهايى كه دوست دارد يا ناپسند - راضى نمىشود از خدا ، مگر آنكه در آنها براى او خيرى باشد ، هم در آنچه كه دوست دارد و هم در آنچه كه ناپسند دارد .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 49 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الرضا بالقضاء ، ح 1 ) .
( 2 ) - همانا آگاهترين مردم به خداوند ، راضىترين آنها به حكم و قضاى الهى است .
( همان مصدر ، همان باب ، ح 2 ) .