و احاديث در اين باب بسيار است كه خداوند - تبارك و تعالى - به واسطه محبت و عنايتى كه به اولياء و مؤمنين دارد آنها را مبتلا فرمايد در دنيا . « 1 »
و عمدهء سرّ آن ، آن است كه اگر آنها را در ناز و نعمت قرار دهد به حسب نوع ، ركون به دنيا پيدا كنند ، و از لذّات و شهوات دنيا در ملكوت قلب آنها آثارى واقع شود كه محبت و علاقه آنها را به دنيا زياد كند ، و قهراً از حق تعالى و دار كرامت او و از ملكوت نفس و اصلاح امراض آن غافل شوند ، و از كسب فضايل نفسانيه بازمانند .
بالجمله ، اگر كسى دقّت در حال نوع اغنيا كند ، مىيابد كه غنى و ثروت و صحت و سلامت و امنيت و رفاهيّت ، اگر در انسان جمع شد ، كم دلى است كه بتواند خود را از فسادها و امراض نفسانيه حفظ كند ، و از سركشى نفس خوددارى كند . و شايد براى همين نكته بود كه جابر بن عبد اللَّه - قدّس سرّه - به حضرت مولا باقر العلوم - صلوات اللَّه عليه - عرض كرد كه : « من فقر را از غنى و مرض را از صحت بيشتر دوست دارم » . چون از خود اطمينان نداشت كه بتواند خود را آن طور كه مىخواهد با رفاهيت و سلامت حفظ كند ، و از سركشى نفس مطمئن نبود . ولى حضرت باقر - سلام اللَّه عليه - چون مقامش فوق عقول بشر است به مناسبت افق جابر و به واسطه تعليم او و دستگيرى او در سلوك الى اللَّه ، مقام رضا را اظهار فرمود ، و از محبت الهيه جذوهاى ابراز فرمود كه : « ما هر چه از دوست مىرسد آن را دوست داريم . بليات و امراض و مقابلات آن در سنّت عاشقان و مذهب محبّان يكسان است .
آرى ، اولياء حق ، بليّات را تحفههاى آسمانى مىدانند ، و شدت و مضيقه را
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به : همان مصدر و احاديث همان باب .