خودم براى خودم مىخواهم .
پس موسى - عليه السلام - فرمود كه : شنيدم مىگفتى به حق تعالى
« يا بارّ يا وَصول » .
اين « برّ » و « وصله » چيست ؟ گفت : در اين شهر كسى نيست كه او را بشناسد يا عبادت كند غير از من . موسى تعجب فرمود و گفت : اين شخص عابدترين اهل دنيا است « 1 » . انتهى .
آرى ، آنان كه از جذوهء محبت الهى بهره دارند ، و از نور معارف قلبشان متنور است ، هميشه با حق دلخوش و با رضاى او مأنوسند . آنها مثل ما در ظلمت دنيا فرو نرفتند ، و از لذات و شهوات دار فانى منفعل نشدند . آنها شطر قلوبشان به حق و اسماء و صفات او مفتوح است ، و از ديگران دل خود را بسته و چشم خود را پوشيدهاند .
عزيزا ! خداى تعالى قضاى خود را اجرا خواهد فرمود ؛ چه ما سخطناك باشيم به آن يا خوش بين و خشنود ، تقديرات الهيه بسته به خشنودى و سخط ما نيست . آنچه براى ما مىماند از سخطناكى و غضب ، نقص مقام و سلب درجات و سقوط از نظر اولياء و ملكوتييّن و سلب ايمان از قلوب است ؛ چنانچه در روايات است از حضرت صادق كه : چگونه مؤمن ، مؤمن مىباشد در صورتى كه سخطناك است از قسمتش ، و تحقير مىكند منزلت خويش را با آن كه خداوند حاكم بر او است . « 2 »
هامش
( 1 ) - سفينة البحار ، شيخ عبّاس قمي ( ره ) ، ج 1 ، ص 524 ، باب الرِّضا .
( 2 ) - متن حديث اين است : عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ - عليه السلام - قالَ :
« لَقِىَ الحَسَنُ بْنُ عَليٍّ - عَلَيْهِما السَّلامُ - عَبْدَ اللّهِ بْنِ جَعْفَرٍ ، فَقالَ : يا عَبْدَ اللّهِ كَيْفَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً وَ هُوَ يَسْخَطُ قِسْمَهُ و يُحَقِّرُ مَنْزِلَتَهُ ، وَ الحاكِمُ عَلَيْهِ اللّهُ » .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 51 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الرضا بالقضاء ، ح 11 ) .